فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٩ - ١٣ دار الرده
دست از شورش برنداشته و به حكم خدا راضى نشده و به اطاعت امام بازنگشتهاند، تحت تعقيب نظامى قرار مىگيرند [١] .
درخواست آتشبس و مهادنه از شورشيان پذيرفته نمىشود [٢] و به خاطر جناياتى كه به هنگام شورش مرتكب شدهاند پس از سركوب و فرونشاندن فتنه طبق مقررات اسلامى مجازات مىشوند [٣] .
برخى از فقها مانند ابن جنيد به استناد سيره على عليه السلام كه با قاسطين و مارقين و ناكثين آغاز به جنگ ننمود تا آنها آغاز كردند، گفتهاند: ستوده نيست مسلمانان آغازگر جنگ عليه بغاة باشند، چنانكه على عليه السلام فرمود: جنگ را شما آغاز نكنيد زيرا سپاس خدا را كه شما دليل و حجت داريد. اگر دست به جنگ نزنيد تا آنها آغازگر باشند دليل و حجت ديگرى خواهيد داشت [٤] .
١٣. دار الرده
شكلگيرى دار الرده در حقيقت بمفهوم تحول دار الاسلام به دار الحرب جديد مىباشد زيرا ارتداد مسلمانان ساكن دار الحرب اثر و حكم جديدى را بوجود نمىآورد، آنچه كه موجب پديده جديد حقوقى و سياسى مىگردد، ارتداد جمعى از ساكنان بخشى از دار الاسلام و يا تمركز آنها در بخشى از دار الحياد و يا دار العهد مىباشد كه حالت جديدى را مستلزم مىگردد.
ارتداد عبارت از حالت جديد اعتقادى و تحول عقيدتى است كه با انكار يكى از اصول سهگانه اسلام (توحيد، نبوت و معاد) و يا نفى اصلى از اصول ضرورى دين كه انكار آن سرانجام به انكار اصول سهگانه منتهى مىشود به شخص مسلمان رخ مىدهد [٥] .
ارتداد به لحاظ اين كه نقض قرارداد تعهد در برابر خدا و پشت پا زدن به فطرت انسانى محسوب مىگردد، از نظر اسلام جرم بشمار مىرود و مجازات خاصى بر
[١] . همان مأخذ، ص ٤٥٥، جواهر الكلام، ص ٢١، ص ٣٢٦
[٢] تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٥٦.
[٣] همان مأخذ، ص ٤٥٧.
[٤] همان مأخذ.
[٥] رجوع شود به تذكرة الفقهاء، ج ١ ص ٤٥٧، جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٤٣.