فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٢ - د - روابط پيامبر (ص) با قبائل عرب
پراكنده شده بودند همواره در جريان روابط خصمانه دو كشور آسيب بيشترى متحمل مىشدند.
شاپور دوم كه از جريان حمايت اين مسيحيان از روم سخت بر آشفته بود به يكى از حكام دستنشانده خود نوشت:
سيمون رئيس مسيحيان را دستگير كنيد و تا زمانى كه اين نوشته را امضا نكند و ماليات سرشمارى و خراج را كه در كشور ما خداوند! زندگى مىكنند به طور مضاعف نپردازند او را رها نكنيد، زيرا ما خدايان! به امور جنگ اشتغال داريم و آنها در ناز و نعمت به سر مىبرند، آنها در كشور ما ساكنند و دوستدار دشمن ما قيصر هستند [١] .
قراردادهائى كه احيانا بين نمايندگان خسرو پرويز پادشاه ايران و هرقل روم بسته شد [٢] ، هرگز نتوانست غبار دشمنى را از روابط آن دو دولت بزدايد و آن دو را به صلح و همزيستى وادار نمايد. پروكوپيوس كه در اواخر قرن پنجم ميلادى در آستانه ظهور اسلام مىزيسته جنگهاى طولانى بين ايران و روم را كه خود شخصا شاهد آن بوده است در كتابى به نام جنگهاى ايران و روم به رشته تحرير درآورده است و قرآن نيز در اوائل سوره روم به آن اشاره كرده است.
د - روابط پيامبر (ص) با قبائل عرب
پيامبر (ص) على رغم اين همه فاصله و جدائى و روابط خصمانه از همان ابتداى بعثت حتى در زمانى كه جز اندكى به پيامبرى او ايمان نياورده بودند سعى كرد با استفاده از موسم حج و اجتماع گروههائى كه از قبائل مختلف عرب براى انجام حج به مكه مىآمدند با آنها به طور انفرادى و گروهى ارتباط برقرار كند.
پيامبر (ص) به طور مخفيانه با اين گروهها تماس مىگرفت و به ديدن آنها مىرفت و از اين براى رساندن پيام خود به افراد ديگر قبائل دور و نزديك استفاده
[١] . رجوع شود به ايران در زمان ساسانيان، تأليف كريستنسن، ترجمه رشيد ياسمى، ص ٢٩٢
[٢] رجوع شود به تمدن اسلام و عرب تأليف دكتر گوستاولابون، ترجمه فخر داعى گيلانى، ص ١١٦ و كتاب جنگهاى ايران و روم، تأليف پروكوپيوس، ترجمه محمد سعيدى، ص ١٨٩ و ٢٠٢.