فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٧ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
از چند كشور بزرگ مانند دو امپراتورى ايران و روم، حبشه، يمن، مصر و حمير كه داراى تشكيلات سياسى منسجم و دولت به مفهوم حقوقى آن بودند بگذريم، وضع سياسى مناطق ديگر آن چنان مشخص نيست كه بتوان معيارهاى حقوقى جديد در مورد آنها آنگونه كه امروز در باره كشورهاى مختلف جهان به بحث و گفتگو مىنشينيم تحليل و بررسى نمود. ولى چنانكه خواهيم ديد روابط سياسى پيامبر اسلام با مردم اين مناطق با مفاهيم حقوقى قابل انطباق است.
شبه جزيره عربستان با بيش از ٣ ميليون كيلومتر وسعت، تنها حاشيه باريكى از زمينهاى آن به صورت مسكونى بود و به دليل كم آبى مجبور بودند دائما از نقطهاى به نقطه ديگر در جستجوى آب و چراگاه كوچ كنند.
شبه جزيره عمدتا شامل بخشهاى نجد، حجاز، يمن، عدن، حضرموت، يمامه و نجران مىشد و تنها يك ششم از مردم در شهرها سكونت داشتند.
در حجاز به جز شهرهاى مكه، مدينه، و طائف، بقيه مناطق مسكونى اعراب به طور پراكنده در اختيار قبايل و صحرانشينان بود و در شهرهاى نامبرده نيز نظام قبيلهاى حاكم بود و حالت انزوا گونهاى داشت كه كمتر توجه قدرتهاى بزرگ آن عصر را به خود جلب مىكرد.
استقلال سياسى حجاز، در برابر قدرتهايى چون امپراتورى روم، ايران و يمن موجب شده بود كه قبايل عرب، نظام خود را همچنان حفظ كنند و كمتر تحت تأثير فرهنگ نظامهاى ديگر قرار گيرند.
به همين دليل گروههايى از مسيحيان و يهوديان كه به دلايل خاصى به ترتيب در نجران (منطقهاى بين حجاز و يمن)، خيبر و سرزمين يثرب سكونت اختيار كرده بودند، نيز از استقلال برخوردار بودند و نظامى شبيه نظام قبايل عرب را داشتند. در متن اولين معاهده پيامبر اسلام با يهوديان يثرب، نام ٩ قبيله يهود آمده است [١] .
اصولا اساس مليت و جامعه سياسى و نظام حكومت در حجاز و بخشهاى ديگرى از شبه جزيره عربستان، نظام قبيلهاى بود كه با توجه به معنى شناور كشور در جهان امروز قابل انطباق با مفاهيم حقوقى نيز مىباشد.
[١] مكاتيب الرسول، ج ١، ص ٢٥٣.