فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٧ - مقابله با بغاة
٢. احزاب و گروههائى كه با تحريك مردم را به شورش و قيام عليه امام، قصد سرنگون كردن حكومت اسلامى و ايجاد هرج و مرج و نقض حاكميت اسلام را دارند، بدون آنكه طرحى براى بدست گرفتن قدرت داشته باشند [١] .
٣. احزاب و سازمانهائى كه به منظور تجزيه قسمتى از دار الاسلام و جدا نمودن آن از حاكميت امام دست به شورش و تحريك مردم مىزنند و با مخالفت و نافرمانى از امام، مركزيت حكومت اسلامى را نقض و خواستار سياست ملوك الطوائفى و يا ايجاد دولت جديد در بخشى از دار الاسلام مىباشند و هدف خود را از طريق تضعيف دولت اسلامى و ايجاد تفرقه و بدبينى و نهايتاً سلب حاكميت در قلمرو مورد نظر دنبال مىكنند.
٤. جمعيتى كه با تشكيلات سازمان يافته با اعمال فشار سياسى و تبليغاتى و راهاندازى توطئهها از خارج دار الاسلام و نفوذ در داخل بخواهند به صورت يك حركت خزنده مردم را عليه امام بشورانند و حاكميت دولت اسلامى را نقض و حكومت را ساقط كنند.
٥. احزاب و سازمانهائى كه بخواهند يكى از اهداف ذكر شده را از طريق اعمال قوه قهريه، از خارج و يا داخل كشور اسلامى دنبال نمايند و عليه امام مسلحانه قيام كنند.
٦. گروهى كه پس از درگيرى با گروهى ديگر و ايجاد صلح عادلانه بين آن دو توسط گروه سوم دست به تجاوز عليه رقيب خود بزند.
مقابله با بغاة
مقابله با اهل بغى بايد با ظرافت و دقت و استفاده از راه حلهاى فرهنگى و سياسى انجام گيرد و دولت اسلامى پس از گفتگو و بحث و مذاكره در راه حل مشكل اعتقادى، فقهى و اجتماعى آنان بكوشد و از آنان به طريق مسالمتآميز بخواهد كه از حكومت و امام پيروى كنند و وحدت جامعه اسلامى و رفتار به مقتضاى اخوت اسلامى و انصاف و عدل را رعايت كنند.
[١] همان مأخذ ص ٣٣٤ (مردم بصره و ناكثين در جريان جنگ جمل براى خود امامى انتخاب نكرده بودند).