فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٢ - اسلام و حمايت از مبارزات حق طلبانه
مىرود، بايد عوامل زمينهساز صلح و امنيت از طرف همه ملتها مورد حمايت قرار گيرد، و اگر به اسارت كشيدن ملتها و ستم بر آنها صلح و امنيت را به مخاطره مىافكند، بايد همه ملتها در ريشهكن نمودن سلطه و ستم هميارى نمايند.
نتيجه اين دو سخن اين است كه مبارزات حقطلبانه ملتهاى ستمديده و جنبشهاى رهائىبخش ملتهاى مستضعف حقى است مسلم و غير قابل سلب از آنها، و حمايت از ملتهاى تحت ستم و محروم در استيفاى اين حق مسئوليتى است بين المللى، و هدف همه اين اقدامات، چيزى جز پاسدارى از صلح و امنيت بين المللى مبتنى بر عدالت نيست.
با اين توضيح روشن مىشود كه حمايت بين المللى از ملتهاى محروم و در حال مبارزه نمىتواند در حد يك توصيه و يا اعلاميه بشر دوستانه تلقى شود، بلكه بايد آن را در سطح يك قاعده حقوقى و قانون الزامآور در مقياس بين المللى تلقى نمود.
از اين رو عقل و منطق ايجاب مىكند حمايت بين المللى از مبارزات حقطلبانه و جنبشهاى رهائىبخش بعنوان يك اصل اجتنابناپذير در روابط بين الملل و به شكل يك قاعده حقوق بين الملل درآيد و جزئى از حقوق اساسى ملتها شمرده شود.
اسلام و حمايت از مبارزات حق طلبانه
قرآن مسئله حمايت از مبارزات حق طلبانه و حركتهاى رهائىبخش را در موارد متعدد مورد توجه قرار داده و به صورتهاى مختلف بر آن تأكيد ورزيده است:
[١] . خداوند خود وعده نصرت به كسانى داده كه براى به دست آوردن حق خويش قيام مىكنند:
الف - (إِنّٰا لَنَنْصُرُ رُسُلَنٰا وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا) ١ (ما پيامبران خود را و آنها را كه ايمان آوردهاند در زندگى اين دنيا نصرت مىدهيم).
ب - (وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ الله) [٢] (اگر مورد حمله و تجاوز مسلحانه قرار گرفتيد حتماً خدا شما را يارى خواهد داد).
[١] غافر: ٥١
[٢] حشر: ١١.