فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٤ - ١ دار الاسلام
قانون اسلام مىباشند، همچنان وظيفه دارند كه به پيمانها و تعهدات خود، چه در برابر حكومت بيگانه و چه نسبت به افراد بيگانه، تا آنجا كه تضادى با قانون اسلام نداشته باشد، احترام بگذارند و به وعدههاى خود وفا نمايند و انتقال آنان به سرزمين اسلامى هرگز مجوز نقض پيمانهاى مزبور نخواهد بود و بايد حقوقى كه بر عهده دارند پس از بازگشت به خاك اسلامى نيز ادا نمايند و هر نوع قراردادى كه منعقد نمودهاند انجام دهند [١] .
و در عين حال هيچ مسلمانى نمىتواند عليه مصالح مسلمين با بيگانگان قراردادى منعقد نمايد و يا تعهداتى به گردن بگيرد، و هرگاه چنين تعهداتى را كه از نظر قانون اسلام ممنوع و ملغى مىباشد، در برابر بيگانگان بر عهده گرفته باشد، به طور كلى از درجه اعتبار ساقط، و هيچگونه مجوزى بر احترام نهادن و عمل نمودن به آن نخواهد داشت.
هجرت بسوى خدا
قانون هجرت از فساد و گناه براى پاكسازى محيط زندگى و نگهدارى ايمان و تأمين امكانات جهت انجام وظايف، اختصاص به هجرت از سرزمين بيگانه و غير اسلامى ندارد، بلكه مسلمان بايد اين اصل را در تمام شرايط زندگى خود مراعات كند و هر نوع اقامتگاهى را كه به زيان ايمان و اخلاق وظيفه خود و خاندانش مشاهده مىكند ترك گويد و با انتخاب محيط زندگى تازهاى كه او را در انجام مسئوليتهايش يارى دهد، قدمى به سوى خدا بردارد. قرآن اين گونه هجرت را «مهاجرت فى سبيل الله» مىنامد.
(وَ اَلَّذِينَ هٰاجَرُوا فِي الله مِنْ بَعْدِ مٰا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي اَلدُّنْيٰا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ اَلْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كٰانُوا يَعْلَمُونَ اَلَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ) [٢] (كسانى كه در راه خدا اقامتگاه خود را ترك مىگويند، از آن پس كه حقوقشان مورد تجاوز و ستم قرار گرفت، در زندگى اين دنيا نتايج خوبى در انتظارشان بوده و پاداش جهان ديگرش بيشتر و والاتر خواهد بود، اگر دانسته باشند. كسانى كه شكيباى و استقامت از خود
[١] . جواهر الكلام، ج ٢١، ص ١٠٧
[٢] نحل: ٤١-٤٢.