فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٠ - انواع بىطرفى
سيرهنويسان و فقها حكم اعتزال را در باره آن صادق دانستهاند.
موقعيت خاص حبشه موجب شد كه خلفا شيوه مشابه آن در مورد نوبه و قبرس و تركها معمول داشتند و نسبت به آنها سياست بىطرفى را پذيرفتند [١] .
٥. حديث نبوى در مورد كشور حبشه كه به صورت زير نقل شده است: تاركوا الحبشه ما تركوكم [٢] يا ذروا الحبشه ما وذرتكم [٣] (حبشه را متعرض نشويد مادام كه حبشه متعرض شما نيست). مفاد اين حديث گرچه در مورد حبشه صادق است، ولى با توجه به اصل تنقيح مناط در فقه و احراز عدم خصوصيت مورد حديث كه حبشه است، تعميم آن در مورد همه كشورها و دولتهائى كه متعرض مسلمين نيستند و سياست بىطرفى را اتخاذ نمودهاند، ممكن خواهد بود.
ولى ترديد در صحت اين حديث امكان استناد به آن را تضعيف كرده است. از امام مذهب مالكى در مورد اين حديث سؤال شد، وى در پاسخ به آن گواهى نداد و آن را به رسميت نشناخت، لكن به طور ضمنى مفاد آن را مورد تأييد قرار داد و گفت:
لم يزل الناس يتحامون غزوهم [٤] (مردم همچنان از جنگ با حبشيان خوددارى مىكردهاند).
انواع بىطرفى
با قبول اصل اعتراض و بىطرفى بعنوان يك خطمشى مشروع در روابط بين الملل مىتوان انواع مختلف آن را به صورتهاى زير مورد بررسى قرار داد:
١- بىطرفى در مورد چند كشور و بىطرفى نسبت به همه موارد تخاصم ٢. بىطرفى دائمى و بىطرفى موقت ٣. بىطرفى مشروط و بىطرفى مطلق ٤. بىطرفى مسلح و بىطرفى غير مسلح ٥. بىطرفى سياسى و بىطرفى نظامى
[١] . رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، ص ٣٨٧ تا ٤٠١
[٢] وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٤٢.
[٣] بداية المجتهد، ج ١، ص ٣٨١.
[٤] همان مأخذ.