فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٦ - ناتوانى فرضيههاى طرح
٣. كليه دول به يك اندازه از آزادى عمل و توانائى اقدام در برابر متجاوز برخوردار مىباشند.
٤. نيروى متحده امنيت دستهجمعى يعنى تمامى دول جهان به استثناى دولت متجاوز به اندازهاى خواهد بود كه مىتواند متجاوز را سركوب كند.
٥. دولت متجاوز در برابر شرايط موجود كه سركوب او را امكانپذير نموده، ناگزير به خوددارى از تجاوز و يا هزيمت تن در مىدهد.
پيوستن به اعضاء امنيت دستهجمعى براى بهرهگيرى از قدرت جهانى به منظور مقابله و جلوگيرى از تجاوز براى هر كشورى به اين آسانى ميسر نيست، كشور ضعيفى كه در پشت مرزهاى يك كشور قدرتمند و متجاوز احتمالى قرار گرفته اگر بر اساس طرح امنيت دستهجمعى براى متوقف ساختن تجاوز همسايه قدرتمندش بخواهد به ساير دولتها بپيوندد، آيا معنى اين عمل آن نخواهد بود كه اين كشور خود به دست خويش سرزمين و ملت و همه سرمايههاى خود را به ميدان عمليات تجاوزكارانه همسايه متجاوزش تبديل نمايد و سرانجام نابود گردد؟
تازه اگر دول عضو امنيت دستهجمعى، وعده آزادسازى اين كشور را پس از تسخير آن توسط متجاوز، و يا وعده آبادسازى آن را پس از ويرانى داده باشند، به قول نويسنده سياست جهان اين آزاد كردن (يا آباد نمودن) خرابيهائى خيلى بيشتر از حملات اوليه متجاوز خواهد داشت [١] .
تجربههاى گذشته به خوبى نشان داده است كه حتى دولتهاى مقتدر كمتر خواسته و يا توانستهاند به تعهدات خود در اين زمينهها عمل نمايند. در جريان حمله انگلستان و فرانسه به مصر به بهانه اينكه با بسته شدن كانال سوئز امنيت به مخاطره افتاده است، آمريكا على رغم تعهداتش، با متحدانش همكارى نكرد، ولى در جريانى مانند حضور نظامى تجاوزكارانه در خليج فارس كه به بهانه مشابه متحدانش در كانال سوئز انجام گرفته، آيا انگلستان و فرانسه و ديگر دولتها مىتوانند با چنين تجاوزى آشكار مقابله و حتى مخالفت بورزند؟
اين سؤال در باره بلوك شرق و متحدانش نيز صادق است و قطعاً جريان امر به
[١] . همان، ص ٤٩٠.