فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٧ - انتخاب نام براى اين رشته از حقوق اسلامى
«هرگونه قواعد الزامآورى كه حاكم بر هرگونه روابط بين المللى باشد».
با چنين تعريفى از حقوق بين الملل مىتوان به نيازهاى موجود در روابط بين الملل پاسخ كافى داد و از همه قواعد حقوقى حاكم بر هرگونه روابط بين المللى استفاده كرد.
اين اصول و قواعد مىتواند جزئى از حقوق داخلى و يا برخاسته از عرف بين المللى و يا معاهدات خارجى باشد، خواه حاكم بر روابط دولتها و يا ملتها، و يا حاكم بر روابط افراد يا كشور خارجى، و يا مربوط به روابط افراد از دو كشور مختلف باشد.
انتخاب نام براى اين رشته از حقوق اسلامى
اكنون بايد ديد براى چنين بخشى از فقه سياسى كدام نام و عنوان مناسبتر است.
عناوينى كه پيشنهاد مىشود عبارتند از حقوق بين الملل اسلامى، اسلام و حقوق بين الملل، اسلام و حقوق ملل، فقه عمومى، اسلام و مسائل جهانى و فقه بين الملل اسلامى.
از آنجا كه ما در گذشته عنوان فقه بين الملل اسلامى را براى مجموعه اصول و مقررات فقهى مربوط به همه مسائل جهانى و شامل هر سه طرح گذشته، نامى مناسب انتخاب كرديم، از ميان عناوين فوق نام حقوق بين الملل اسلامى را مىتوان براى اين قسمت از فقه بين الملل اسلام برگزيد.
عنوان اسلام و حقوق بين الملل به لحاظ مفهوم تطبيقى آن، و اسلام و حقوق ملل هم به لحاظ مفهوم تطبيقى و نيز به جهت نارسائى آن نسبت به همه مسائل مربوط به بين الملل، و فقه عمومى به دليل نامفهوم بودنش، نمىتوانند عنوان مناسبى براى اين بحث باشند.
اختلاف شكلى كه در مقايسه مناسبات و روابط بين المللى كنونى با روابط گذشته تاريخى ملل وجود دارد [١] ، برخى را بر آن داشته است كه به جاى اصطلاح حقوق بين الملل كه به وسيله بنتام ابداع شده، در مورد حقوق مشابه اسلامى از نام حقوق
[١] . مجيد خدورى، صلح و جنگ در اسلام، ترجمه غلامرضا سعيدى، تهران، ١٣٣٥، ص ٧٠.