فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٧ - اعتزال و سيره سياسى پيامبر (ص)
سياست اعتزال به مفهوم عدم مداخله و بىطرفى دولت اسلامى مىتواند روشى منطقى و مشروع در مقابله اين گونه بحرانها و جريانات سياسى جهان باشد.
٣. در درگيريهاى نظامى كه با انگيزههاى شناخته شده منفى و يا ناشناخته در ميان دولتها رخ مىدهد و دولت اسلامى قدرت حل و فصل آنها را ندارد و يا مداخلهاش موجب خسارتهاى جبرانناپذير و يا افتادن در دام توطئهها و احيانا به بهاى از دست دادن ارزشهاى والاترى تمام مىشود، ناگزير عكس العمل منطقى و سياست مشروع دار الاسلام در برابر چنين شرايطى چيزى جز اعتدال نخواهد بود.
اعتزال در اين سه مورد نه تنها با توجه به عناوين ثانويه اسلام نظير «نفى سبيل» «نفى ضرر» «و نفى حرج» و «حفظ كيان اسلام» و «تقدم اهم بر مهم» و «دفع افسد به فاسد» مشروعيت مىيابد، اصولا بعنوان اصل اولى نيز صادق است و ملاك مشروعيت آن، در كليه موارد به اين صورت است كه دولتها از درگيرى با دولت اسلامى بپرهيزند و شيوه خصمانه با دار الاسلام نداشته باشند.
مشروعيت اعتزال در موارد سهگانه، چه در شرايط امامت بالاصاله در عصر حضور امام معصوم (ع)، و چه در شرايط امامت فقيه در عصر غيبت، به دو صورت اصل استثنا بر اصل جهاد ابتدائى و اصل اولى در شرايط عدم وجوب جهاد ابتدائى، مىتواند قابل قبول باشد.
اعتزال و سيره سياسى پيامبر (ص)
در تاريخ روابط سياسى پيامبر (ص) با قبائل جزيرة العرب و دولتهاى مجاور آن، مواردى از اعمال شيوههاى بىطرفى ديده مىشود كه ما به نمونههائى از آن در اينجا اشاره مىكنيم:
١. پيامبر (ص) در سال دوم هجرت در شرايطى كه مسأله كاروانهاى تجارتى بين مكه و شام از اهميت ويژه اقتصادى و نظامى برخوردار بود و تنها راه ضربه زدن به قدرت مالى و نظامى دشمن متجاوز و مهاجم محسوب مىشد، با قبائلى كه در اين مسير زندگى مىكردند مانند بنو ضمره، پيمان بىطرفى منعقد نمود كه در آن چنين آمده بود: