فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٦ - ١ دار الاسلام
خواهد داد [١] .
نظريه سوم:
اساس اختلاف دو جهان (دار) را در وجود «امان» و عدم آن مىداند، به اين معنى كه هرگاه در سرزمين، امان از طرف مسلمين باشد، مشمول جهان اسلام، و هرگاه امانى از طرف مسلمين در آن وجود نداشته باشد جزء دار الحرب محسوب خواهد شد. بنابراين نظريه، هيچ قطعهاى از سرزمين اسلامى (دار الاسلام) تبديل به دار الحرب نخواهد شد، مگر آنكه شرايط سهگانه زير صدق پيدا كند:
١. احكام كفر در آن سرزمين عملى و نافذ گردد.
[٢] . سرزمين مزبور، همسايه ٢و متصل با دار الحرب باشد.
[٣] . در آن سرزمين نه مسلمانى باقى بماند و نه شخص ذمى كه در امان مسلمين است٣ .
نظريه چهارم:
نظر به روابطى كه بر اثر انعقاد پيمانهاى صلح بين مسلمين و ملل غير مسلمان به وجود مىآيد، عدهاى از فقها جهان را به سه قسمت «دار الاسلام» و «دار الحرب» و «دار العهد» تقسيم نمودهاند و «دار الحرب» بر طبق اين تقسيم، اختصاص به سرزمينهاى پيدا كرده است كه معاهده و صلحى بين مسلمين و ساكنين آن انعقاد نيافته است.
و منظور از دار العهد، سرزمينهايى بوده است كه مسلمين، استيلائى بر آن نيافته، تنها قرارداد ذمه و متاركه جنگ بين آنان به امضاء رسيده است، و ساكنين اين سرزمينها به همان عقايد و آداب و قوانين خود باقى مانده و در روابط خود با مسلمين به انعقاد قرارداد ذمه اكتفا نمودهاند. منشأ اين نظريه، بر اساس قراردادهاى صدر اسلام، از قبيل قراردادهاى اهالى نجران، نوبه و ارمينيه بوده است سرزمينهاى مزبور، با وجود روابط خاصى كه بر طبق قرار داد ذمه با مسلمين داشتند، استقلال
[١] . آثار الحرب، ص ١٧١
[٢] منظور از همسايگى اين است كه بين آن سرزمين و دار الحرب سرزمين اسلامى وجود نداشته باشد.
[٣]
آثار الحرب، ص ١٧٢.