فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٣ - و - روابط پيامبر (ص) با دو قدرت ايران و روم
مىكرد. برقرار ساختن اين نوع ارتباط مىتوانست در شرايط دشوار ارتباطات آن زمان نزديكترين و سريعترين وسيله ابلاغ پيام محسوب شود.
ادامه ايجاد ارتباط با قبائل و گسترش آن از جانب پيامبر (ص) به آنجا رسيد كه توانست قبائل مختلف و دور از هم و متخاصم را آن چنان متحد سازد كه تشكل يكپارچه آنان در اندكى مدتى، عمر دو ابرقدرت آن زمان را به سر آورده و به صورت تنها قدرت بلا منازع در تمامى قلمروهاى آن دو امپراتورى گردد [١] .
ه - روابط پيامبر (ص) با دولتهاى مجاور
پيامبر (ص) با وجود ادامه دشمنيهاى قريش، هنگامى كه دشمن را در موضع ضعف ديد ارتباط با دولتها و حكومتهاى مجاور را آغاز كرد و با اعزام نماينده و ارسال پيام و عقد قرار داد با سران حكومتها و ملتها باب ارتباط را گشود و روابط صلحآميز دولت اسلامى را با آنها گسترش داد.
نامه پيامبر (ص) به زمامدار بحرين [٢] ، پادشاه حمير [٣] ، مردم عمان [٤] ، نجاشى اول و نجاشى دوم [٥] ، پادشاه غسان [٦] ، حاكم يمامه [٧] ، اسقف روم [٨] ، اسقف نجران [٩] ، مردم يمن [١٠] و دهها نامه ديگر نشان دهنده چگونگى توسعه روابط حسنه با دولتهاى مجاور توسط پيامبر (ص) مىباشد.
تماس سران اين دولتهاى كوچك با دولت جديد التأسيس اسلام على رغم حساسيتهاى سياسى دو امپراتورى مقتدر ايران و روم، نشانه موفقيت پيامبر (ص) در ايجاد روابط صلحآميز است.
و - روابط پيامبر (ص) با دو قدرت ايران و روم
پيامبر (ص) در شرايطى به ايجاد مناسبات و روابط بين الملل گستردهتر دست زد
[١] . در فصل ديپلماسى پيامبر از همين كتاب توضيحات بيشترى را در اين زمينه مطالعه خواهيم كرد
[٢] مكاتيب الرسول، تأليف على احمدى ميانجى، ج ١، ص ١٠٤.
[٣] همان مأخذ، ص ١١٧.
[٤] همان مأخذ، ص ١١٨.
[٥] همان مأخذ، ص ١٢١-١٣٣.
[٦] همان مأخذ، ص ١٣٤.
[٧] همان مأخذ، ص ١٣٦.
[٨] همان مأخذ، ص ١٦٩.
[٩] همان مأخذ، ص ١٧٥.
[١٠] همان مأخذ، ص ١٨٨.