فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٢ - ١ دار الاسلام
مسلمانان غير قانونى تلقى نموده و مهاجرت به سرزمين اسلامى را واجب و ضرورى دانسته است و آن مورد مربوط به بلادى است كه در آنها رعايت آزادى عقيده و مذهب نمىشود و مسلمان نمىتواند آزادانه مراسم و وظايف مذهبى خود را بر طبق عقيده خويش انجام دهد و شعائر دينى را بپا دارد.
اسلام محيط خفقان و آزادى كش را قابل زندگى نمىداند و سلب حق طبيعى آزادى عقيده را يك نوع اهانت غير قابل تحمل از نظر ارزشهاى انسانى تلقى مىنمايد و تحمل چنين اهانتى را هرگز براى تبعه خود تجويز نمىكند، و همانطورى كه خود براى بيگانگان، حق آزادى عقيده را يك حق طبيعى و مشروع و غير قابل نقض مىداند، در مورد تبعه خود نيز مراعات آن را ضرورى و نقض آن را غير قابل تحمل مىشمارد.
مسلمانى كه در چنين محيط اختناقآورى سكونت دارد بايد در اولين فرصت ممكن آنجا را ترك گويد و به سرزمين اسلامى مهاجرت كند. همچنين كسانى كه در يك چنين محيطهائى به آئين اسلام مىگروند، موظفند به صفوف مسلمين در بلاد اسلامى ملحق شوند. قرآن در اين مورد وظيفه شرعى را چنين بيان مىكند:
(إِنَّ اَلَّذِينَ تَوَفّٰاهُمُ اَلْمَلاٰئِكَةُ ظٰالِمِي أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قٰالُوا كُنّٰا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِيهٰا فَأُولٰئِكَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سٰاءَتْ مَصِيراً. إِلاَّ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ لاٰ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً. فَأُولٰئِكَ عَسَى الله أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كٰانَ الله عَفُوًّا غَفُوراً) ١ (بىشك كسانى كه مأمورين الهى، آنان را در حالتى كه ستم بر نفس خود روا داشتهاند، قبض مىكنند، خطاب به آنان مىگويند: در چه حالتى به سر برديد. مىگويند: ما در روى زمين از انجام وظايف دينى ناتوان بوديم. مىگويند مگر زمين خدا وسعت نداشت؟
شما مىتوانستيد در اين سرزمين وسيع مهاجرت كنيد و جاى آزاد و مناسبترى را اختيار نمائيد. اينان جايگاهشان دوزخ است و چه زشت سرانجام است. مگر مردان و زنان ناتوان و كودكانى كه قدرت تدبير و راهجويى را ندارند، اينان در معرض عفو خدايند و خداوند عفوكننده و با مغفرت است).
[١] نساء: ٩٧-٩٨ و ٩٩.