فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٨ - اعتزال و سيره سياسى پيامبر (ص)
محمد (ص) بر بنو ضمره حمله نخواهد كرد و آنان نيز وى را مورد تعرض قرار نخواهد داد و به سربازان مهاجم نيز يارى نداده، از تقويت و يارى دشمنان وى خوددارى خواهند كرد [١]
[٢] . در جنگ موته على رغم تشكل خصمانه برخى از قبائل مرزنشين روم قبيله بنو غنم اعلام بىطرفى نمود و مورد اعتراض پيامبر قرار نگرفت٢.
[٣] . در متن صلحنامه حديبيّه بطور ضمنى سياست بىطرفى مورد تأييد قرار گرفته است:
جمله: «على انه لا اسلال و لا انحلال»٣ كه به معنى تعهد برخوردارى از يارى رساندن مخفيانه به دشمن و عدم خيانت به يكديگر است، نشانگر قبول سياست بىطرفى از جانب پيامبر اسلام (ص) مىباشد، و بدين گونه اصل اعتزال هم براى ملتى غير مسلمان پذيرفته شده و هم از طرف دولت اسلامى مشروع شمرده شده است.
[٤] . سيرهنويسان از سرزمين حبشه بعنوان كشورى كه در برابر نيروهاى اسلام دست نخورده باقى ماند ياد كردهاند، و اين وضعيت استثنائى بدان جهت بوده است كه دولت و ملت حبشه از ابتداء بعنوان حامى نيرومند پيامبر اسلام (ص) و مسلمانان در برابر حملات قريش در موضع مطلوبى قرار داشت و از سوى ديگر رفتار دولت حبشه با مسلمانان مهاجر، و پاسخ نجاشى فرمانرواى حبشه به نامه پيامبر (ص) آن چنان محبتآميز و صلح طلبانه بوده است كه بسيارى از نويسندگان مسيحى را در رابطه با عكس العمل نجاشى و اطرافيانش به ترديد و تعجب واداشته و احاديث مربوط به حبشه را مشكوك و مجعول شمردهاند٤.
مترجم انگليسى نامه پيامبر (ص) به نجاشى مىنويسد:
«وقتى كه اخلاق خشن و تعصب مسيحيت حبشه را در نظر آوريم تعجبآور
[١] . رجوع شود به طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ٨ (على ان لا يفزو بنى ضمره و لا يفزوه و لا يكثروا عليه جمعاً و لا يعينوا عدواً و كتب بينه و بينهم كتاباً)
[٢] رجوع شود به سيره ابن هشام، ج ٤، ص ٢٤.
[٣] رجوع شود به مكاتيب الرسول، ج ١، ص ٢٥٧.
[٤] رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، ص ٣٨٢ و ٣٨٤.