فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٧ - ٣ انحراف مسلمين در سياست بين المللى
واداشت و وحشت در دل ملتها انداخت، هرگز تحقير و زبونى ناشى از سياست معاويه را توجيه نمىكند. با وجود اينكه نقض سيادت اسلام و امت با هيچ بهائى قابل جبران نيست، اصولا اگر همان ايمان، قاطعيت، اعتماد به نفس و توكل به خدا كه زير بناى سياست بين المللى پيامبر (ص) بود وجود داشت، بىشك هراس از قدرت همسايه قدرتمندى چون روم بيهوده بود و زمامدار مسلمين مىتوانست به قدرت امت و مقاومت و يكپارچگى او در برابر خطر ناشى از تهاجم روم اعتماد كند و به عكس العمل امت در بحرانهائى كه اساس اسلام و امت را تهديد مىكند و به موفقيت سياست بسيج همگانى اميدوار باشد و همان كارى را انجام دهد كه خليفه دوم به كار بست، هنگامى كه به وى خبر رسيد عبد الله بن حذيفه در زندان هرقل امپراتور روم به سر مىبرد نامه تهديدآميزى به وى نوشت: عبد الله بن حذيفه را به مجرد وصول اين نامه آزاد و روانه نما و در اين صورت اميد است خداوند تو را به راه راست هدايت نمايد وگرنه براى جهاد با تو كسانى را خواهم فرستاد كه ثروت و مال دنيا آنها را از وظائف الهى بازنمىدارد.
طبيعى بود كه هرقل با خواندن اين نامه بىدرنگ دستور داد عبد الله بن حذيفه را آزاد و با هدايا نزد خليفه بفرستند [١] .
نوع ديگر اين تحريف و انحراف را در دوران شكوفائى جهان اسلام در عصر خلافت هارون الرشيد - قرن اوج گسترش اسلام - مشاهده مىكنيم. در اين عصر - قرن دوم هجرى - كه مرزهاى دار الاسلام در اروپا تا رودخانه لوار در داخل خاك فرانسه و در آسيا تا هندوستان و سواحل درياى متوسط و در افريقا تا عمق اين قاره پيش رفته بود و بخشهاى عمده آسيا و افريقا و بخشى از اروپا زير پرچم اسلام در آمده بود، روابط خارجى مسلمانان بر اساس باجگيرى و قدرت طلبى استوار گرديده و ابتكار عمل در سياست بين الملل در جهت حفظ و گسترش قدرت و بهرهگيرى مادى به كار گرفته شده بود. در حالى كه اگر در چنين شرايطى كه از هر جهت براى اجراى سياست بين الملل اسلام آمادگى داشت، شيوه پيامبر (ص) اجرا مىشد، در مدت كوتاهى مسلمين مىتوانستند از خلال روابط بين الملل حضور خود را در
[١] . رجوع شود به تاريخ تمدن اسلام و عرب، تأليف دكتر گوستاولابون، ترجمه فخر داعى، ص ١٨٢.