فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٥ - دعوت به انعقاد پيمانهاى سياسى
مردمان نادان تجرى نمىورزند. خداوند عهد و پيمان را از روى رحمت خويش مايه امنيت و آرامش در ميان بندگانش گسترده است و آن را حريمى قرار داده كه مردم در سايه آن آسوده زندگى كنند و در پناه آن به فيوضات و نيكيها راه يابند، از اين رو دغلبازى و ايجاد شبهه و فريبكارى در آن جائز نيست.
دشوارى كارى كه بايد درباره آن پيمان، خدا را مراعات كنى ترا بر آن واندارد كه ناحق به شكستن آن پيمان رو آورى، زيرا بردبارى تو بر تحمل دشوارى و سختيهايى كه اميد گشايش و نيكى سرانجام آن را دارى، بهتر از حيله و مكرى است كه از كيفر آن هراس دارى و بيم دارى كه از جانب خداوند مسئوليت و بازخواستى ترا فراگيرد و تو در دنيا و آخرت امكان درخواست عفو به دست نياورى» [١] .
دعوت به انعقاد پيمانهاى سياسى
در انديشه سياسى اسلام، صلح و همزيستى بعنوان اساسىترين اصل در مناسبات بين المللى منظور گرديده و به همين دليل در حقوق اسلامى بهرهبردارى از فرصتهاى مناسب براى تحكيم و برقرارى شرايط و پيمانهاى صلح در روابط خارجى جامعه اسلامى پيشبينى شده است.
اسلام براى تحقق بخشيدن و گسترش حالت صلح در ميان ملتها و جلوگيرى از بروز روابط خصمانه و درگيريهاى خونين، نه تنها براى قراردادها و معاهدات بين المللى ارزش حقوقى - فوقالعاده - قائل شده، بلكه اصولاً ملتها و گروههاى ديگر را نيز براى انعقاد پيمانهاى صلح دعوت كرده و به جامعه اسلامى توصيه نموده است كه در اين زمينه همواره پيشقدم باشند و از هر نوع كوششى براى برقرارى و تحكيم مبانى و شرايط و نيز گسترش آن در جامعه بشرى دريغ ننمايد، و از امكانات خويش براى تحقق بخشيدن به اين آرمان اسلامى و انسانى استفاده نمايد، و در بسيارى از موارد، اين توصيه به حد تكليف و وظيفه الزامى رسيده و عقد قراردادهاى صلح از وظايف دولتهاى مسئول و صلاحيتدار اسلامى به شمار رفته است، و اين وظيفه در مواردى كه تمايلى از طرف دول و گروههاى غير مسلمان
[١] . نهج البلاغه، شيخ محمد عبده، ص ٥٣٦-٥٣٧.