فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥ - ضعفهاى تئوريكى نظام كنونى حقوق بين الملل
نفع اوست.
اين همان ديدى است كه اصالت وحى را در برابر قوانين و قواعد حقوقى موضوعه بشرى ثابت مىكند و ما در اين بحث فرصت توضيح آن را نداريم.
٥. تئورى نظام حقوقى مبتنى بر توافق و قرارداد از حل بسيارى از مسائل جهانى عاجز است و نمىتوان چنين سيستمى را نظام حقوقى دانست. مطلب را با ذكر مثالى توضيح مىدهيم:
برخورد حقوق بين الملل و در پيشاپيش آن سازمان ملل متحد را با مسأله فلسطين و آوارگان سرزمين اشغالشده آن و دولت اشغالگر اسرائيل مورد مطالعه قرار مىدهيم. حقيقت امر آن است كه تا كنون راه حل حقوقى كه در آن اصل برابرى و عدالت كه مفاد منشور ملل متحد است براى رفع اين بحران ارائه نشده است.
گرچه اوضاعى كه به وسيله سياستهاى سلطهجو و قدرتهاى بزرگ ايجاد شده و با نيروى نظامى همچنان حفظ مىشود، مانع بزرگ حل اين مشكل بين المللى تلقى مىشود، ولى صرفنظر از اين مانع كه از وجود استكبار در سطح جهانى ناشى مىگردد اصولاً نظام حقوقى موجود به دليل ماهيت خاصش كه حفاظت از موقعيتهاى ساختگى و كاذبى را كه به وسيله زور به وجود آمده بر عهده دارد، قادر به حل چنين معضلاتى در سطح بين المللى نيست.
يك قدرت سياسى با اعمال زور و نيروى نظامى سرزمين فلسطين را اشغال و مردم آن را آواره و از حقوق انسانى و قانونى خود محروم كرده است و اينك در برابر حقوق بين الملل و سازمان ملل متحد دو بهانه را مستمسك قرار داده است:
نخست آنكه يهوديان نزديك به ٢٠٠٠ سال پيش بر اين سرزمين حكومت مىكردهاند.
دوم جناياتى كه نازيها در حق يهوديان اروپا در جنگ جهانى دوم مرتكب شدند.
به اين ترتيب دولت غاصب اسرائيل عقربه زمان را تا ٢٠ قرن پيش به عقب برمىگرداند و معلوم نيست اگر چنين كارى را ديگران نيز انجام دهند وضعيت