فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٩ - اعتزال و سيره سياسى پيامبر (ص)
خواهد بود كه «ارماح» و كشيشهاى او قبول اسلام كرده باشند» [١] .
با اسلام آوردن نجاشى آن طور كه از نامه وى به پيامبر (ص) آشكار مىشود [٢] ، حبشه مىبايست در قلمرو دار الاسلام قرار مىگرفت، ولى وضعيت خاص اين كشور براى الحاق به دار الاسلام از شرايط كافى برخوردار نبود، زيرا فقط رئيس دولت و برخى از اطرافيانش ايمان آورده بودند و احكام اسلام در آن سرزمين اجرا نمىشد، و از سوى ديگر نه تنها در عصر پيامبر (ص) حبشه مورد تعرض مسلمين قرار نگرفت، بلكه بعدها نيز بنابه روايتى از پيامبر (ص) كه فرموده بود: «مادام كه حبشيها متعرض شما نشدهاند آنها را به حال خود واگذاريد» [٣] خلفا از حمله به حبشه خوددارى ورزيدند [٤] .
بنابر آنچه گذشت مىتوان در مورد حبشه يكى از نقطهنظرهاى زير را پذيرفت:
الف - حبشه جزئى از قلمرو دار الاسلام بوده و نهى پيامبر (ص) و عمل مسلمين مبنى بر عدم تعرض نسبت به آن به همين لحاظ بوده است.
ب - حبشه جزئى از دار العهد و دار الذمه بوده است كه به لحاظ مسلمان بودن فرمانرواى آن و مسيحى بودن مردم آن سرزمين، كار حبشه به فرمانروايش واگذار شده است.
ج - جزئى از دار الكفر و دار الحرب بوده كه به طور استثنائى بنابه روايت نبوى و عمل خلفا مصون از تعرض باقى مانده است.
د - به لحاظ عكس العمل مطلوبى كه در برابر اسلام داشته حكم اعتزال بر آن صدق نموده و دار الحياد نام گرفته است.
با مقايسه نقطه نظرهاى فوق مىتوان به روشنى دريافت كه جز احتمال چهارم ديگر احتمالات، سست و فاقد دليل و غير قابل قبول است.
اصولاً طرح عنوان دار الحياد بر اساس وضعيت خاص حبشه و نظائر آن بوده كه
[١] . رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، ص ٣٨٤، ٣٨٢
[٢] رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، ص ٣٨٤، ٣٨٢.
[٣] رجوع شود به سنن ابو داود، ج ٤، ص ١١٤، وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٤٢.
[٤] رجوع شود به بداية المجتهد، ج ١، ص ٣٨١.