فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨١ - مبحث هفتم مفهوم حقوقى كشور
كشور بر اقوام بيابانگرد استناد مىكنند و مىگويند دستگاه حاكمه چنين اقوامى مىتواند از صلاحيت بين المللى برخوردار باشد.
به نظر مىرسد اعطاى صلاحيت بين المللى بر اساس امر مفروضى است كه اين گونه اقوام بيابانگرد مىتوانند در پهناى يك منطقه ارضى كوچ و جابهجا شوند. زيرا اگر اين پيش فرض را منتفى بدانيم ديگر برخوردارى از صلاحيت بين المللى مفهوم معقولى نخواهد داشت.
چنانكه كوچكى و بزرگى سرزمين نيز چندان دخالتى در اصل مسأله نداشته و وجود كشورهايى با سرزمينهاى بسيار محدود نمىتواند در نفى عنصر سرزمين دليل قابل قبول باشد.
طرح سرزمين شناور نيز كه مدت كوتاهى تز تئوريسينهاى شوروى سابق و توطئه جهانگشائى هيتلر و متفكران رايش سوم بود و امروز نيز گفته مىشود اسرائيل از آن پيروى مىكند، سخنى است خارج از محدودههاى حقوقى و در حقيقت آرمانى است كه در آن هدف نهائى رسيدن به سرزمين و كشور بزرگتر مورد نظر است.
تصوير مرزهاى عقيدتى نيز از همين مقوله بوده و حالت آرمانى دارد و اصولاً سرزمين وقتى در درون قرارداد قرار گرفت و مرزها بر اساس معاهدات و تعهدات دو جانبه يا چند جانبه پذيرفته شد، خود به خود اثر حقوقى خواهد يافت و در ميزان اعمال حاكميت و صفت صلاحيت دولتها اثر خواهد گذاشت.
از اين روست كه نقض تماميت ارضى هر كشور مستلزم نقض استقلال و حاكميت دولت و به معنى تجزيه كشور تلقى مىگردد.
برخى تصور مىكنند وجود دولتهاى در حال تبعيد و حتى سازماندهى قدرت عاليه ملتى در خارج از محدوده و قلمرو ارضى كشور، به معنى آن است كه حاكميت و دولت و حكومت منهاى سرزمين تحقق يافته است، در صورتى كه واقعيت چنين نيست. دولت در حال تبعيد و حكومت سازمان يافته در خارج از كشور، حاكميت و قدرت عاليه و نهادهاى خود را در كدام محدوده مىتواند اعمال نمايد؟ بىشك حاكميت دولت در حال تبعيد دوگل، سرزمين فرانسه بود، و اعمال صلاحيت و اقتدارات عاليه دولتى كه توسط رهبر انقلاب اسلامى ايران امام خمينى در مدت