فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣٢ - حكميت يك قرارداد بين المللى است
منطق خوارج
به گروهى كه عليه امام دست به شورش زدند خوارج گفته مىشود [١] ، اينان با انكار مشروعيت حكميت در غير مورد اختلافات خانوادگى زوجين، امام را به خاطر تن دادن به حكميت سخت مورد انتقاد قرار دادند و اين عمل را در حد كفر دانستند.
به عقيده خوارج حاكميت از آن خداست و در امر دين جز خدا كسى نمىتواند حكم براند، و از آنجا كه امام راضى به تحكيم شد بنابر تفسير آنان حاكميت حكمين را در امر خلافت كه امرى دينى بود پذيرفت و اين عمل مخالف قرآن است كه صريحاً گفته است: (إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ) [٢] (حاكميت فقط از آن خدا است).
خوارج از شعار سياسى لا حكم إلاّ لله كه بر اساس تفسيرى كه از اين آيه داشتند ساخته بودند، بعنوان وسيلهاى براى مخالفت با امام بهره گرفتند [٣] .
امام در پاسخ آنان مىفرمود:
و يحكم انها كلمه حق يراد بها الباطل نعم انه لا حكم الا لله و لكن هؤلاء يقولن: لا امرة الا لله و انه لا بد للناس من امير بر او فاجر
[٤] . (واى بر شما اين شعار شما سخن حقى است كه از آن، معنى باطلى را اراده مىكنيد. بلى چنين است، جز خداى را حق حكم كردن نيست، ولى اينان مىخواهند بگويند جز خدا فرمانروائى نيست، در حالى كه مردم فرمانروا مىخواهند، اگر صالح نبود، جامعه ناگزير از فرمانرواى زشتكار است).ابن عباس نيز در برابر خوارج به حكميت در اختلاف زوجين كه صريح قرآن است [٥] استدلال نمود و گفت حل و فصل اختلاف بين زن و شوهر مهمتر است يا حل و فصل اختلافات امت و جلوگيرى از خونريزى در ميان مسلمين؟ [٦]
حكميت يك قرارداد بين المللى است
حكميت به معنى توافق بر حل و فصل اختلافات بين المللى به وسيله داوران
[١] . رجوع شود به الملل و النحل شهرستانى، ج ١، ص ١٥٦
[٢] انعام: ٥٧، يوسف: ٦٧.
[٣] رجوع شود به الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٣٢، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٩٤.
[٤] نهج البلاغه، خطبه ٤٠.
[٥] نساء: ٣٥.
[٦] رجوع شود به مستدرك حاكم، ج ٢، ص ١٥٠، اعلام الموقعين، ج ٢١٣، ١.