فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٠ - تفاوت حقوقى دو نظريه
بين المللى با آن بعنوان يك عضو رسمى جامعه بين الملل رفتار نمايند.
اين نظريه صلاحيت دولتهاى قديمى را در اعطاى مشروعيت به كشور جديد، مورد تأييد قرار نمىدهد و در حقيقت بر اين ديد مبتنى است كه دولت جديد قبلاً اين شخصيت (مشروعيت) را واجد بوده و دولتهاى قديمى آن را مورد تأييد قرار داده و اعلام نمودهاند.
ولى مضمون و اثر حقوقى شناسائى به معنى اعلامى را نبايد در امكان برقرارى روابط ديپلماتيك خلاصه كرد، زيرا چنانكه خواهيم ديد برقرارى روابط سياسى بدون اعلام رسمى شناسائى هم امكانپذير است، و از سوى ديگر عمده فائده اين نوع شناسائى، تولد شخصيت حقوقى جديد به معنى عضويت مورد شناسائى در آن نوع از مجامع بين المللى است كه دولتهاى قديمى آن را تأسيس و يا عضويت آن را پذيرفتهاند.
٢. نظريه ايجادى و تأسيسى:
مفاد اين نظريه آن است كه دولتهاى قديمى در باره حق موجوديت و حاكميت دولت جديد نظر مىدهند و بدين وسيله كشور جديد صلاحيت موجوديت پيدا مىكند و داراى استقلال و حق حاكميت و مشروعيت مىگردد.
بارزترين اثر حقوقى اين نوع شناسائى آن است كه كشور جديد به اين وسيله داراى شخصيت حقوقى بين المللى مىگردد و با احراز چنين حالتى قادر به استيفاى حقوق و منافع خود در جامعه بين المللى مىشود.
تفاوت حقوقى دو نظريه
با وجود تفاوت ماهوى كه دو نظريه اعلامى و ايجادى با يكديگر دارند، نمىتوان اثر حقوقى متفاوتى را در ميان آن دو مشاهده كرد، زيرا احراز شخصيت حقوقى بعنوان پذيرفته شدن به صورت عضو جديد در جامعه بين المللى، نوعى اثر حقوقى است كه صاحبان هر دو نظريه مجبور به پذيرفتن آن مىباشند.
دولتهاى قديمى چه اين شخصيت را به دولت جديد اعطا كنند (ايجادى)، و يا آن را كه قبلاً بوده تأييد نمايند (اعلامى)، در هر دو صورت دولت جديد بعنوان