فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٨ - الف - روابط قبائل عرب
الف - روابط قبائل عرب
صحرانشينان و قبائل جزيرة العرب به دليل خصلتهائى چون تعصب، تفاخر، تجاوز به حريم قبائل ديگر، عادت به جنگ و خونريزى، عدم ثبات در يك سرزمين، روح آزادگى و عدم تقيد، و وابستگى به وضعيت خاص، از انسجام و تشكل در درون يك جامعه سياسى و تشكيل دولت واحد به دور و روابط فيما بينشان جز جنگ و ستيز و رقابتهاى خونين نبود.
البته در اين زمينه نقش آب و هوا و شرايط اقليمى را نيز نمىتوان ناديده گرفت، كمبود آب و مرتع، وضعيت بىثبات و برخوردهاى ناخواستهاى را بر آنها تحميل مىنمود.
اختلافات و كينههاى ديرينه برخى از قبائل عرب و جنگهاى طولانى كه گاه ٤٠ سال بين دو قبيله ادامه مىيافت، از عوامل ديگرى بود كه روابط قبائل را تيره و به خشونت مىكشانيد.
رقابت سياسى - نظامى دو امپراتورى بزرگ آن زمان (ايران و روم) نيز به نوبه خود موجبات تمايلات شديدى را در قبائل مجاور فراهم مىآورد و موجب مىشد كه از وجود آنها در جنگها و كشمكشهاى طولانى اين دو دولت نيرومند استفاده شود، به طورى كه گاه ترس از حملات احتمالى دو امپراتور، اعراب صحرانشين حاشيههاى مرزى اين دو امپراتورى را به حمايت از آنها وامىداشت.
قبائل مرزى دولتهاى مجاور و جزيرة العرب و همچنين قبائل مركزى شبه جزيره، هيچگاه تن به اطاعت از دولتهاى بزرگ و كوچك اطراف خود ندادند و حتى با يكديگر نيز در موارد نادرى متحد نشدند.
همگونى قبايل صحرانشين شبه جزيرة العرب تنها در پارهاى از آداب و رسوم و نيز بتپرستى بود گاه چون از بت، مراد دل نمىگرفتند، آنها را سرنگون و احيانا سنگباران مىنمودند.
با وجود اين، هر قبيلهاى به صورت جامعهاى سياسى بود و از عناصر عمده تشكيل دهنده دولت (جمعيت متشكل، قدرت سياسى و نوعى حكومت) برخوردار بود و سرزمين قبيله نيز گاه شناور و گاه به صورت ثابت و طبق اراده شيخ تعيين