فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٣ - ١ دار الاسلام
فقها قانون مهاجرت را در مورد مسلمانانى كه در بلاد غير اسلامى به سر مىبرند، به سه صورت زير بيان نمودهاند [١] .
١. آنانى كه در بلاد غير اسلامى ياراى اظهار عقيده و انجام وظايف دينى و اقامه شعائر مذهبى را ندارند، بر اينان واجب است كه به سرزمين اسلامى مهاجرت كنند
[٢] . آنانى كه در سرزمين بيگانگان از آزادى مذهبى و حق ابراز علنى عقيده بهرهمندند و هيچ گونه مانعى نسبت به انجام وظائف دينى ندارند، اينان گرچه لزومى ندارد كه مهاجرت نمايند، ولى شايسته است كه به صفوف مسلمين در سرزمين اسلامى ملحق شوند.
٣. مسلمانانى كه ياراى مهاجرت ندارند و يا موانعى از قبيل بيمارى و نظاير آن امكانات هجرت را از آنان سلب نموده است، كه نمىتوانند اقامت در بلاد بيگانه را با وجود شرايط طاقتفرساى فوق ادامه دهند.
مسئوليت مسلمين در سرزمين غير اسلامى
مسلمانى كه در بلاد غير اسلامى سكونت اختيار مىكند، در صورتى كه ضمن كسب اجازه ورود به خاك غير اسلامى، از طرف بيگانگان، تعهد مشروعى سپرده باشد، بايد بر طبق آن تعهدات عمل نمايد و هرگز مجاز نيست بر خلاف آنچه به عهده گرفته است رفتار كند و نسبت به بيگانگانى كه او را امان دادهاند، خيانت بورزد و از راه مكر و غدر، با آنان رفتار نمايد. چنانكه هرگز حق ندارد در آنجا مرتكب قتل، جنايت، سرقت و جرائم ديگر شود و يا حقوقى كه از ديگران بر عهده اوست انكار كند٢.
اصولا هر مسلمانى مادام كه از فوايد امان در سرزمين بيگانگان برخوردار است، متعهد است كه از هر نوع اقدامى كه صدمه يا زيانى به غير مسلمان برساند خوددارى نمايد.
مسلمين همانطورى كه در سرزمين غير اسلامى موظف به انجام مقررات دينى و
[١] . جواهر الكلام، ج ٢١، كتاب جهاد، ص ٣٥-٣٦
[٢] به كتاب «جهاد» از جواهر الكلام، ص ٦٤٤-٦٤٥ (چاپ سنگى) مراجعه شود.