فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣١ - ج - روابط دو امپراتورى بزرگ
و يمن گرديد و سلسله ملوك يمن به دست حبشيان منقرض و يمن به تصرف حبشه درآمد.
دو دولت حيره و غسان نيز كه در سرزمينهاى شام و عراق به وجود آمده بودند، يك بار توسط اسكندر مورد هجوم قرار گرفتند و بار ديگر به وسيله اردشير بابكان استقلال خود را از دست دادند و برخى از پادشاهان حيره مانند نعمان بن منذر دستنشانده كسرى شدند [١] .
ج - روابط دو امپراتورى بزرگ
دو امپراتورى بزرگ ايران و روم همواره در حال كشمكش و جنگ بودند و روابط آن دو با همسايگان نيز همواره بر اساس سلطهجوئى استوار بوده است.
انوشيروان ضمن نامهاى كه به پادشاه روم نوشت خود را قهرمان قهرمانان و ساخته شده به صورت يزدان و وجودى الهى و واجب الاحترام خواند [٢] .
يونستينيانوس امپراتور روم كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) [٣] ٨ سال حكومت داشت، بيش از ٥٠ بار جنگ توأم با قتلهاى دسته جمعى و ويرانى شهرها به راه انداخت و در عين حال سلطنت خود را وديعه الهى معرفى مىكرد٣.
بين دو امپراتورى ايران و روم همواره رقابت و درگيرى سياسى و نظامى وجود داشت كه گاهوبيگاه جنگهاى دامنهدار بين اين دو كشور آرامش و امنيت را از مناطق مجاور سلب و دولتهاى كوچك همسايه را دچار مشكلات فراوان مىنمود.
درگيرى نظامى بين اين دو دولت مقتدر گاه به پيروزى روم و گاه به پيروزى ايران مىانجاميد. ولى در هر حال روابط آن دو هيچگاه دوستانه و حسنه نبوده است.
گرايش مسيحيان حاشيه مرزى ايران به امپراتورى روم همواره موجب نگرانى و خشم امپراتوران ايران بود و از آنجا كه اين مسيحيان بيشتر همان اسيران نصرانى بودند كه در جنگهاى ايران و روم به دست ايرانيان گرفتار و در نقاط مختلف كشور
[١] . تاريخ يعقوبى، ج ١، ص ٢٤٥
[٢] تاريخ بيزانس، قسمت اول، ص ٢٥٣ به نقل از محمد خاتم پيامبران (ص)، ج ١، ص ٥٦.
[٣] رجوع به تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج ١٠، ص ١٩٦.