فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٠ - آثار حقوقى وطن اسلامى (دار الاسلام)
شرايط اقليمى از يك سو موجب تغييرات در زندگى، زبان، رنگ بدن و اختلافات ديگر گرديد، و از سوى ديگر هر جمعيتى كه با يكى از اين مزايا مشخص شده بود، قطعه زمينى را به خود اختصاص داده و آن را وطن خويش دانستند. اين گزينش گرچه با نيازمنديهاى زندگى انسان وفق مىداد، ولى با فطرت و خواسته آرمانى انسان كه زندگى در يك جامعه بشرى را ايجاب مىكند، منافات دارد.
اصولا روند حركت استعدادها و نيروها در جهان، به سمت به هم پيوستن نيروها و تقويت از طريق تركيب و متشكل شدن اين استعدادهاست، تا ماده اصلى، از ساده به پيچيده به صورت موجودات زنده درآيد. انسان نيز از اين قانون مستثنى نيست، ولى وقتى پاى وطن به ميان مىآيد، خانوادههاى بشر از هم گسيخته و بشريت از قرار گرفتن در يك مجتمع متحد محروم مىماند و به دنبال آن دچار اختلافات و كشمكشهايى مىگردد كه از آغاز به رهبرى فطرت و خواستههاى عقلانى از آن تنفر داشت.
در چنين شرايطى هر واحد بشرى با واحدهاى ديگر آنگونه رفتار مىكند كه انسان با موجودات ديگر بعنوان ابزار، عمل مىنمايد.
تمامى تاريخ گذشته شاهد آثار زيانبار اين نوع تفرقه و تشتت است كه استثمار و استعمار را به دنبال داشته است.
به اين دليل است كه اسلام اين نوع اختلافات فرعى و مصنوعى و تمايزات زيانبخش را لغو كرده و جامعهاى را بنيان نهاده است كه مرزهاى آن را عقيده تعيين مىكند نه نژاد، وطن، و امثال آن. حتى در مسئله ازدواج نيز كه سازنده واحد بنيادين جامعه بشرى است، ملاك و محور را عقيده قرار داده است نه وطن و اقامتگاه» [١] .
آثار حقوقى وطن اسلامى (دار الاسلام)
اكنون بايد ديد دار الاسلام از نقطه نظر و احكام حقوقى كه دارد، واجد چه مفهومى در فقه است.
اينك در آغاز اين بحث چند مورد از اثرات و احكام حقوقى را كه ارتباط
[١] . تفسير الميزان، ج ٤، ص ١٣٣.