فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٣ - فصل دوم تأسيس و تدوين حقوق بين الملل اسلام
اسلام بعنوان يك مكتب جامع و نظام حقوقى كامل، اين ضرورت را هرگز از نظر دور نداشته است، به ويژه آنكه تفكر بنيادين نظام حقوقى اسلام، جهاننگرى و مخاطب آن كل بشريت بوده است و اسلام هرگز مخاطب خاصى را از ميان ملتها و كشورها برنگزيده و روابط مخصوصى را در زندگى انسانى مد نظر قرار نداده است.
در چنين نظامى خواه ناخواه حقوق بين الملل مطرح و از جايگاه و ارزش ممتازى برخوردار و از ديدگاه تاريخى نيز داراى شرايط و وضعيت مشخصى خواهد بود.
حقوقدانان غرب از تاريخ پيدايش بين الملل در دنياى مسيحى سخن بسيار گفتهاند و تكوين آن را تا عمق تاريخ مدون بشر پيش برده و تدوين آن را به ٤٠٠ سال پيش و به قرن ١٧ اختصاص دادهاند، اما در اين ميان به زادگاه و تدوين حقوق بين الملل در اسلام توجهى كافى مبذول نداشتهاند.
ما در اين بحث بر آنيم كه به چند سؤال زير دقيقاً پاسخ گوئيم:
١. قواعد حقوق بين الملل در جامعه سياسى اسلام چگونه به وجود آمد؟
٢. اسلام از چه زمانى مقررات مربوط به حقوق بين الملل را مطرح نمود و به مورد اجراء نهاد؟
٣. اين مقررات و قواعد چگونه تدوين و در يك مجموعه و در قالب متن حقوقى جمعآورى و دستهبندى شد؟
بىشك پاسخ به سؤال اول از جوابى كه به سؤال دوم داده مىشود روشن مىگردد، زيرا از همان زمان كه اسلام مقررات خاصى را در زمينه روابط ملل مطرح نمود، نخستين جامعه سياسى اسلام نيز توسط پيامبر اكرم (ص) به وجود آمد و اين مقررات را به مورد اجرا گذاشت.
با توجه به اين نكته كه مقررات حقوقى در اسلام به تدريج و در رابطه با مناسبتها و زمينههاى مناسب شكل گرفته و ابتدا به صورت موردى و سپس در شكل قواعد حقوقى دائمى اعلام گرديده است، مىتوان به رابطه مستقيم فيما بين دو سؤال اول و دوم و پاسخهاى آن دو پى برد.
در عصر پيامبر اسلام پس از شكل گرفتن دولت و جامعه سياسى مسلمين، به تدريج روابط آن دولت با قبائل و حكومتهاى ديگر مطرح گرديد و از همان زمان