فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٠ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
گاه چندين محفد مىشدند و زمامدار واحدى را برمىگزيدند كه قيل ناميده مىشود و كشور فدرالى را كه از اتحاد چندين محفد تشكل مىشد مخلاف مىناميدند.
هرگاه يكى از قيلها (شاهان) قدرتى مىيافت پا از مخلاف (كشور فدرال) خويش فراتر مىنهاد و مخلافهاى ديگرى را تحت تصرف در مىآورد و امپراتورى كوچكى به وجود مىآورد و خود را ملك (پادشاه بزرگ) مىخواند [١] .
يكى از ملوك يمن به آيين يهود پيوست و به دنبال كشتار دستهجمعى نصارى به دست وى، نصاراى يمن از سلطان حبشه استمداد طلبيدند و استيلاى حبشه بر يمن موجب گرديد كه ملوك يمن با حفظ استقلال داخلى، استقلال و سيادت سياسى خود را از دست بدهند.
پيامبر اسلام تحت شرايط خاصى استقلال و سيادت سياسى آنها را به رسميت شناخت و على عليه السلام را به نمايندگى به يمن فرستاد كه در مدت كوتاهى اكثريت مردم قبايل يمن به اسلام گرويدند، و از آن پس نمايندگانى از طرف پيامبر و ملوك و قبايل يمن بين مدينه و محافد يمن رد و بدل شدند و مكاتبات و معاهداتى انجام پذيرفت. به گفته ياقوت حموى در معجم البلدان تعداد محافد يمن [٢] ٧ واحد بوده است٢.
روابط واحدهاى كشورى قبايل عرب در شبه جزيره عربستان در آستانه بعثت پيامبر اسلام گاه دوستانه و احيانا خصمانه و گاه با جنگ و غارت و خونريزى همراه بوده است.
به طور مثال قبيله اوس و خزرج، كه هر دو ساكن سرزمين يثرب بودند، با هم دشمنى ديرينهاى داشتند كه در بعض موارد به جنگهاى خونينى منتهى مىشد. اين خصومت ديرينه، با معاهده اخوت اسلامى، كه پيامبر اكرم بين آنها بست، براى هميشه از ميان رفت.
در نواحى داخلى جزيرة العرب ملوكى به وجود آمدند كه به قبيله كنده منسوب
[١] . تاريخ العرب قبل الاسلام، به نقل از مكاتيب الرسول، ص ١٩٠
[٢] به نقل از مكاتيب الرسول، ص ١٩٢.