فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٢ - ١ تجاوز، عامل اصلى تهديد كنند١٧٢٨ امنيت
(فَمَنِ اِعْتَدى [١] [٦] [٤] ٨; عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ) ١ ، در مقابله به مثل نيز تعدى از حد مجاز و تجاوز را محكوم كرده است (وَ قٰاتِلُوا فِي سَبِيلِ الله اَلَّذِينَ يُقٰاتِلُونَكُمْ وَ لاٰ تَعْتَدُوا) [٢] ، و سرانجام تجاوزكاران را گرفتارى به بدترين كيفرها دانسته است (وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نٰاراً) [٣] ، و بالاخره هشدار داده است كه خدا به حال تجاوزگران آگاه است (إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ)٤.
تجاوز، گاه در پوشش عنوانى فريبنده انجام مىگيرد. چنانكه على عليه السلام در مورد قرآن بر سر نيزه زدن شاميان در صفين فرمود:
فقلت لكم هذا امر ظاهره ايمان و باطنه عدوان
[٥] .تجاوز در منطق اسلام شايسته انسان نيست، بلكه يك خصلت حيوانى است كه از غرائز سركش حيوانات درنده سرچشمه مىگيرد
ان اسباع همها العدوان على غيرها
٦.از ديدگاه اسلام متجاوز احترامى ندارد، و هرگاه مورد تجاوز قرار گرفته، عليه متجاوز دست به اقدام مشابه بزند، خون متجاوز احترامى نخواهد داشت من بدأ فاعتدى فاعتدى عليه فلا قود له [٧] .
اسلام سكوت در برابر تجاوز را جائز نمىشمارد و مقابله با آن را حتى در جائى كه با توسل به زور ممكن نباشد به زبان و يا به دل لازم مىداند:
من رأى عدواناً يعمل به و منكراً يدعى اليه فانكره بقلبه فقد سلم و برى و من انكره بلسانه فقد اجر و من انكره بالسيف لتكون كلمة الله العليا فذلك الذي اصاب
[١] . بقره: ١٩٤ (كسى كه به شما تجاوز كرد به همان ميزان به او تجاوز كنيد)
[٢] بقره: ١٩٠ (با كسانى كه با شما مىجنگند بجنگيد، ولى تجاوز نكنيد).
[٣] نساء: ٣٠ (آنها كه دست به چنين كار تجاوزگرانه و ستمگرانه مىزنند در آينده زود در آتش فرو خواهند غلطيد).
[٤] انعام: ١١٩ (خداى تو بىشك به حال تجاوزگران آگاهتر است).
[٥] نهج البلاغه، خطبه ١٢٢ (من به شما گفتم كه قرآن بر سر نيزه زدن دار و دسته معاويه ظاهرش نشانه ايمان ولى در نهان نوعى تجاوز است).
[٦] نهج البلاغه، خطبه ١٥٣ (درندگان بيشترين توجهشان آن است كه به ديگران تجاوز نمايند).
[٧] وسائل الشيعة، ج ١٩، ص ٢٢ (كسى كه تجاوز را آغاز مىكند و سپس بر وى تجاوز مىشود و خونش ريخته مىشود خونبها ندارد).