فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٢٩ - ٤ استكبار (سياست سلطه و استثمار)
كنند و خصم ظالم باشند.
جمله مشهور على عليه السلام
(كونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً)
[١] (همواره خصم ظالم و عون مظلوم باشيد)، دليل واضحى بر اهميت تهديدزدائى از جامعه بشرى است. در اين جمله، ظالم و مظلوم به طور مطلق آمده و مفهوم آن اين است كه حتى اگر ظالم، مسلمان و مظلوم، بيگانه از اسلام باشد، در هر حال وظيفه مسلمان ايستادن در كنار مظلوم است.خاموش كردن فتنه يكى از اهداف دفاع مشروع در اسلام است و فتنه بنا بر تفسيرى به معنى تهديد و ارعاب مىباشد و قرآن تأكيد مىكند كه: (وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ) [٢] (بجنگيد تا ريشه تهديد و ارعاب از جهان كنده شود).
٤. استكبار (سياست سلطه و استثمار)
چهارمين عامل تهديد كننده امنيت، سياستهاى استكبارى و يا به تعبير غربى امپرياليزم است. امپرياليزم چه به معنى كلاسيك آن (سياست توسعه و گسترش ارضى) و چه به مفهوم ماركسيستى (بالاترين مرحله سرمايهدارى) و يا بنا بر تفسير كاپيتاليستى (نظامىگرى) و يا به معنى جديد سياسى (فراتائى از ناسيوناليسم به فراسوى مرزهاى وسيعتر، و يا اوج فرايند پديده قدرت) و يا به مفهوم جديد اقتصادى (سرمايهدارى انحصارى دولتى) كه استعمار كهنه و استعمار نوين و جهانخوارى و ابرقدرتى از ويژگيهاى آشكار آن مىباشد، داراى يك خصيصه مشترك و برجستهاى است كه به همين لحاظ قابل مقايسه با مفهوم اسلامى استكبار است، و آن خصيصه مشترك همان سياست سلطه و استثمار مىباشد كه مهمترين عامل تهديد كننده امنيت داخلى كشورها و نيز در مقياس بين المللى است.
ماهيت امپرياليزم در قالب دو نوع سياست جهانخوارى غرب و شرق، به جز فرايند سياست سلطه و استثمار، از ويژگيهاى ديگرى برخوردار است كه به نوبه خود مىتواند از عوامل تهديد كننده امنيت بين المللى و حتى امنيت در مقياس داخلى كشورهاى جهان سوم باشد، و همچنين ماهيت استكبار بدان معنى كه در فرهنگ
[١] . نهج البلاغه، نامه شماره ٤٧
[٢] بقره: ١٩٣.