فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣٠ - ٤ استكبار (سياست سلطه و استثمار)
سياسى اسلام آمده داراى خصائصى غير از عنصر سلطه و استثمار است كه مىتواند حقوق و منافع انسانها را در معرض تعرض قرار دهد و امنيت را از انسانها و ملتها سلب كند.
ما در اينجا بدون آنكه به ويژگيهاى استكبار در مفهوم اسلامى، و امپرياليزم در فلسفه سياسى شرق و غرب، در مفاهيم و قالبهاى متعدد آن بپردازيم، لازم مىدانيم خصيصه سلطه و استكبار را كه خاصيت مشترك اين دو واژه است مورد بررسى قرار داده و نقش آن را در سلب امنيت عمومى مطالعه نمائيم. امروز سياست سلطه و استثمار عنصر اصلى پايهها و مبانى سياست خارجى ابرقدرتها است، و همين عنصر است كه محورهاى اصلى استراتژيهاى بين المللى را ترسيم مىكند.
گرچه در رقابت تسليحاتى دو ابرقدرت، استراتژى وحشت هستهاى عبارت شده بود از هنر عدم برخورد مستقيم دو ابرقدرت، يا هنر ترجمه نيرو به زبان ديپلماسى، يا هنر به كار بردن ماهرانه سياست «به كار نبردن نيرو» [١] ، ولى در هر حال سياستى كه در تمامى بحرانها و رخدادهاى بين المللى چهره كريه خود را با چنگ و دندان نشان مىدهد، سياست سلطه و استثمار نوين است، و همين سياست موجب مىشود كه كيسينجر وزير امور خارجه سابق امريكا در كتاب افقهاى سياست خارجى صريحا اعلام كند كه:
«همه بايد مىدانستند كه به محض شروع هر كشمكش، ايالات متحده آمريكا در به كار بردن سلاح هستهاى ترديدى به خود راه نخواهد داد» [٢] .
و نيز و اين برگر وزير دفاع سابق آمريكا بگويد:
«وجود يك سيستم دفاعى استراتژيك و مؤثر، دشمن را قبل از دست زدن به يك حمله اتمى وادار به تأمل خواهد كرد» [٣] .
با اندكى تأمل مىتوان دريافت كه اينگونه سخنان، كه از موضع قدرت و سلطهجويانه گفته مىشود چه تأثيرى در افكار عمومى جهان و روند سياست و امنيت
[١] . رجوع شود به استراتژى بين المللى، نوشته جلال الدين فارسى، ص ٧٢
[٢] همان مأخذ، ص ٩٨.
[٣] رجوع شود به ابتكار دفاع استراتژيك امريكا يا جنگ ستارگان، ص ٣٥.