فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١١ - ٢ عقل
توان رسيدن به آن موارد را داشته است و شرع كشف آنها را به عقل واگذار نموده است. مانند علوم و شناخت قوانين حاكم بر جهان آفرينش كه قسمتى را كتاب و سنت بيان كرده و بخشى را به كشف و شناخت عقل بشرى واگذار نموده است.
[٢] . با وجود اينكه از احكام الهى بوده در كتاب و سنت نيامده و فراموش شده و يا مهمل گذارده شده است. ولى اين احتمال نمىتواند مفروض باشد زيرا حكمت خدا و اتقان شريعت كه مقتضاى اعتقاد به خدا و وحى است آن را مردود مىشمارد و با سنت نيز سازگار نيست [١] .
٣. اصولاً چنين مواردى حكمى از جانب خدا ندارد و بدان جهت در كتاب و سنت مسكوت مانده كه آزادى انسان را در بخشى از زندگيش تأمين كند و بتواند در آن بخش بدون گردن نهادن به قانون مشخصى به اختيار خويش زندگى كند و الزامى در آن نداشته باشد.
اين مطلب را مىتوان از سنت استفاده كرد، چنانكه در نهج البلاغه از على عليه السلام آمده است:
«ان الله سكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسياناً فلا تتكلفوها»
٢ (خداوند به نفع شما در مواردى سكوت كرده و حكم الزامى بر شما معين نكرده است، اما نه به خاطر آنكه فراموش كرده، بلكه براى آسان نمودن زندگى. بنابراين شما خود را به زحمت نياندازيد و به دنبال تكليفى كه خدا نگفته نرويد).با چنين احتمالى عقل اعتبار (حجيت) خود را در ما لا نص فيه از دست مىدهد، زيرا كشف قاعده حقوقى الزامآور در موارد «مسكوت مانده» متضمن الزامى است كه شرع، انسان را از پيروى آن منع كرده است.
اما به نظر مىرسد كه مفاد
«فلا تتكلفوها»
آن نيست كه هرگاه در مواردى قاعده حقوقى از نظر عقل الزامى تشخيص داده شد، نبايد از آن پيروى كرد، بلكه مضمون اين حديث آن است كه بىجهت به دنبال آن نباشيد كه در موارد مسكوت حكمى[١] . همان مأخذ و گفته پيامبر در حجة الوداع: «ايها الناس ما من شىء يقربكم الى الله و قد امرتكم به و ما من شىء يبعدكم عن الله الا و قد نهيتكم عنه»
[٢] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ١٠٥.