فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٢ - ب - اراضى عمومى
زمين، به گونهاى بعنوان محل سكونت و زندگى انسانى معرفى شده است. و جالب آنكه هيچ كدام از فقها براى اثبات اختصاص به صورت ملكيت و غيره، به آيهاى استناد نكردهاند.
ولى با وجود اين در اسلام چند گونه اختصاص، نسبت به زمين مطرح شده است كه زمين به انسان نسبت داده شده است و به انسان حق اختصاصى نسبت به زمين تفويض گرديده كه اين نوع حق و اختصاص در طول مفاد: ان الارض اللّه، به طور قانونى به رسميت شناخته شده است، به همين دليل است كه حق اختصاص هيچگاه با اختيارات ولى امر معارض نمىباشد.
بديهى است اختصاص زمين به خدا، مفهوم تكوينى و حقيقى دارد، ولى مفهوم اختصاص آن به انسان در محدوده قانون و به طور اعتبارى و به صورتهاى زير مىباشد:
الف - اراضى شخصى
منظور از اراضى شخصى، زمينهايى است كه مالكيت آن در مورد اشخاص به رسميت شناخته شده است.
اين اراضى را مىتوان به صورت زير دستهبندى نمود [١] .
١. اراضى مواتى كه به وسيله افراد آباد شده باشد.
٢. اراضىاى كه توسط ارث يا اسباب قانونى ديگر به شخص انتقال يافته باشد.
٣. كليه زمينهاى كه مالكان آنها به ميل خود اسلام آوردهاند.
٤. اراضى صلح كه صاحبان اصلى آنها مالكيت رسمى خود را بر آن اراضى در قرارداد صلح با مسلمين قيد كرده باشند.
ب - اراضى عمومى
اراضى عمومى، زمينهاى است كه متعلق به ملت مسلمان و همه افراد جامعه اسلامى است و به طريق زير تشريح شده است:
[١] به فصل نهم مبانى فقهى كليات قانون اساسى، ص ٢٨٠-٢٧٦ مراجعه شود.