فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٦ - انواع مداخله
همچنين در مواردى كه چنين فعاليتهاى سياسى و نظامى در داخل كشور (ب) به زيان آن باشد مىتواند بر عليه كشور (الف) به لحاظ مسئوليت غير مستقيم كشور (الف) در مورد حوادث داخل كشور (ب) شكايت نمايد و او را متهم به دخالت غير مستقيم در امور داخلى كشور خود نمايد؟
٣. معمولاً انقلابهائى كه خصلت ناسيوناليستى ندارند به سرعت از مرزها عبور مىكنند و پيدائى و پيروزى انقلابى در يك كشور (الف) موجب تحولات جديد در كشور مجاور (ب) مىگردد، و به اين ترتيب ملت كشور (ب) تحت تأثير افكار انقلابى كشور (الف) قرار مىگيرد، آيا در چنين شرايطى دولت همجوار (ب) مىتواند به دليل اينكه حاكميتش به مخاطره افتاده تحولات سياسى و انقلاب در كشور انقلابى مجاور (الف) را دخالت در امور داخلى خود به شمار آورد؟
٤. در همان فرض اگر كشور (الف) طرفدارانى در كشور (ب) داشته باشد و با زمينههاى تبليغاتى كه در كشور (ب) وجود دارد عوامل كشور (الف) دست به تبليغات تحريكآميز در جهت پيشبرد اهداف انقلابى كشور (الف) بزنند. آيا چنين اعمالى دخالت در امور داخلى كشور (ب) محسوب مىگردد؟
٥. اقليتهائى كه به طور مجاز در كشور (ب) زندگى مىكنند و تبعه كشور (الف) مىباشند اگر از طرف دولت (ب) مورد آزار قرار گيرند و از حقوق مشروع خويش محروم شوند آيا دخالت كشور (الف) در اين مورد دخالت در امور داخلى كشور (ب) محسوب مىشود؟
انواع مداخله
براى روشن شدن اصل مسئله مداخله در امور داخلى ديگر كشورها و همچنين مواردى كه ذكر شد بايد نخست مفهوم مداخله را مورد بررسى قرار دهيم. مداخله به چند صورت قابل مطالعه است:
١. مداخله كشورى (الف) در امور مربوط به حاكميت كشور ديگر (ب) بدون آنكه آن امور به قرارداد فيما بين و يا قراردادها و قواعد حقوق بين الملل مربوط باشد، مانند مد اخلاتى كه ابرقدرتهاى سلطهگر در كشورهاى تحت سلطه انجام