فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٩ - جهان اسلام
دارند، و در اين انقسام، اختلافات داخلى كه جبهه مخالف ممكن است از نظر فكرى و سياسى و يا جهات مادى ديگر داشته باشد، مورد نظر نخواهد بود.
بنابراين كليه ملل غير مسلمان، اعم از طوايف يهودى، مسيحى، بودائى، بتپرست، ماترياليست، كمونيست، و... در قطب مخالف جهان اسلام، قرار خواهند گرفت. اين بود مفهوم دار الاسلام از نظر انقسامات فكرى و عقيدتى، ولى نبايد از نظر دور داشت كه تنها اثر حقوقى كه بر اين انقسام مترتب مىشود اين است كه هر عضو از اعضاء تشكيل دهنده اردوگاه اسلامى، از نظر قانون، يك فرد مسئول شناخته شده، و مىبايست كليه وظايف و مقرراتى كه از نظر داشتن عقيده اسلامى متوجه وى مىباشد، انجام دهد [١] .
علامه طباطبايى در تفسير الميزان تحت عنوان، «مرز كشور اسلامى عقيده است نه حدود جغرافيائى» مىنويسد: «اسلام تأثير انشعابات ملى را در ايجاد جامعه، به كلى لغو نموده، انشعاباتى كه لازمه زندگى ابتدايى و قبيلهاى و يا اختلافات جغرافيايى مربوط به سرزمين زندگى بوده است.
[١] اين تقسيم (از نظر ايدئولوژى اسلامى) به طورى كه گفته شد، با تقسيم فقها مبنى بر دو عنوان متقابل دار الاسلام و دار الكفر كاملا قابل تطبيق مىباشد. توضيح آنكه معمولا در تقابل مفاهيم مشابه، دو عنوان مزبور اشتباه و خلط مىشود. هنگامى كه دو عنوان دار الاسلام و دار الكفر را به طور متقابل در نظر مىگيريم، بايد تقسيم را از نظر عقيدتى و فكرى به حساب آوريم، در صورتى كه عنوان دار السلم و يا دار السلام را با عنوان دار الحرب مقابل مىگيريم، تقسيم جنبه سياسى به خود مىگيرد. اما اگر در تقسيمى كه از نقطه نظر سياسى به عمل مىآوريم و پاى دار الاسلام را به ميان كشيده و در مقابل آن دار الحرب را قرار دهيم، تقسيم ما صحيح نخواهد بود، زيرا در مقابل دو عنوان سياسى مزبور، عناوين دار العهد و دار الهدنه و دار الحياد نيز بايد در نظر گرفته شود. بديهى است كشورهاى غير اسلامى كه با مسلمين پيمانهاى دو جانبه منعقد نمودهاند، نه جزء دار الاسلام بوده و نه از دار الحرب محسوب مىگردند، بلكه خود جبهه سوم را در اين تقسيم تشكيل خواهند داد. چنانكه دار الهدنه و دار الحياد نيز هر كدام به نوبه خود جبهه ديگرى به حساب خواهد آمد. زيرا كشورهاى غير اسلامى كه با مسلمين پيمان صلح مىبندند، در صورتى كه رسما تابع يكى از اديان آسمانى يهود، مسيحيت و مجوسيت باشند، دار العهد و آنهائى كه پيرو دينى به جز اديان سهگانه باشند و يا پيرو دينى نباشند، در صورت انعقاد پيمان صلح و متاركه جنگ با مسلمين، دار الهدنه محسوب مىگردند. دار الحياد نيز شامل كشور غير اسلامى، بىطرف مىباشد. توضيح مطالب فوق از عهده اين بحث بيرون است و در بحثهاى آينده مشروحا از آنها گفتگو به عمل خواهد آمد.