فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٤ - ١ دار الاسلام
حكومت اسلام را گويند كه در صدر اسلام آن را دار البحره مىگفتند [١] . از فقهاى شيعه، علامه حلى، دار الاسلام را شامل بلادى مىشمارد كه احكام اسلامى در آن جارى و نافذ باشد، و چنين بلادى را شامل سه قسمت مىداند:
الف - بلادى كه مسلمانان آن را احداث نموده و خود آن را به وجود آورده باشند، مانند بصره و كوفه.
ب - بلادى كه به صورت فتوحات، در جنگ به دست مسلمين افتاده باشد.
ج - بلادى كه مسلمين با اهالى آنها صلح نموده و سرزمينها را به صاحبانشان واگذار، و بر آن خراج نهادهاند [٢] .
محمد بن حسن شيبانى مىگويد: آنچه در صدق «دار» معتبر و ملاك است، حكومت و قدرت تنفيذ احكام است [٣] .
ابن حزم دار الاسلام را دار البحره مىداند و مىگويد: كليه سرزمينها بجز «مدينه» مرز جهاد و دار الحرب بوده است [٤] . تبيين دار الاسلام، نه تنها در بحث شناسائى و تعريف «دار» هاى ديگر مؤثر مىباشد، بلكه اصولا آثار فقهى و حقوقى آن در بسيارى از مباحث ديگر، مانند سياست خارجى و اختلافات مالى بين كسانى كه در دار الحرب زندگى مىكنند، با كسانى كه در دار الاسلام به سر مىبرند، و كودكان يافت شده در آن دو «دار» نيز ظاهر مىگردد. از اين رو اهميت اين بحث ايجاب مىكند نظرات عمده فقهى در اين مورد مطرح و ارزيابى شود تا نتيجه صحيح در موارد نامبرده به دست آيد.
براى روشن شدن مفهوم اسلامى دار الاسلام، نظرات مختلفى را كه در اين زمينه ابراز شده مورد بررسى قرار مىدهيم: نظريه اول:
سرزمينهاى كه در قلمرو حكومت اسلام هستند و احكام اسلام در آن سرزمينها نافذ و شعاير و مظاهر دينى در آنها برپا مىگردد، دار الاسلام محسوب مىگردد و هنگامى كه جزئى از اجزاء اين سرزمين مورد تجاوز دشمنان اسلام قرار
[١] . ترمينولوژى حقوق، تأليف دكتر جعفرى لنگرودى، ص ٢٨١
[٢] رجوع شود به تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤٤٥ و ٤٤٦.
[٣]
رجوع شود به شرح السير الكبير، ج ٤، ص ٨ به بعد.
[٤]
المحلى، ج ٧، ص ٣٥٣.