فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٦ - ١ دار الاسلام
نمىتوان چنين دارالذمهاى را دار الاسلام ناميد.
رافعى صاحب فتح العزيز مانند علامه حلى و محقق كركى تصريح مىكند كه تنها ملاك صدق دار الاسلام اين است كه سرزمينى تحت استيلاى مسلمين و حاكميت امام باشد، گرچه در آن يك مسلمان هم زندگى نكند [١] .
بر اين اساس، بىشك دار الذمه جزئى از دار الاسلام خواهد بود. ولى در مورد فرض دار الذمه به صورت يك كشور مستقل همچنان ابهام باقى است، زيرا نوع قرارداد ذمه با كشورهاى ذمىنشين مستقل، همواره چنين نيست كه موجب استيلا و حاكميت مسلمين بر آن كشورها گردد.
دارالذمه مستقل
كشورهائى كه اهل كتاب در آن به سر مىبرند و داراى حاكميت مستقل مىباشند و با دار الاسلام قرارداد «ذمه» منعقد نمودهاند، بىشك از قلمرو دار الاسلام خارج مىباشند، زيرا دار الاسلام با هر شاخص و مميزهاى منظور و تعريف بشود بر چنين كشورى صادق نخواهد بود.
عمدهترين شاخصهائى كه در تعريف دار الاسلام آمده است عبارت است از حاكميت اسلام، حاكميت مسلمين، اجراى شعائر اسلام، اجراى احكام اسلام، زندگى مسلمين به صورت تابعيت اصلى، و پيروزى مسلمين.
پرواضح است كه هيچكدام از اين شاخصها در مورد دارالذمه مستقل صادق نيست، جز شاخص «احساس امنيت مسلمين» كه در برخى از تعاريف گذشته بعنوان علامت تشخيص دار الاسلام آمده بود.
ولى ترديد نمىتوان داشت كه اين شاخص به تنهائى نمىتواند دليل دار الاسلام بودن كشورى تلقى گردد، زيرا در اين صورت دار الاسلام به همه كشورهائى كه مسلمين امكان زندگى با امنيت در آن كشورها را دارند صادق خواهد بود.
ولى تصوير كشورهاى مستقل تحت عنوان دار الذمه كه در عين داشتن پيمان ذمه با دار الاسلام از استقلال جغرافيائى و سياسى برخوردار باشند با فرض قبول احكام
[١] . رجوع شود به فتح العزيز، ج ٨، ص ١٤.