فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٩ - پيوندى فشردهتر از وحدت ملى
مصالح مشترك» قرار گيرد و سرانجام تضاد خواستها، تباين افكار، اختلاف ارادهها و بالاخره اختلاف نظر در تشخيص مصالح و هدف زندگى، شيرازه آن اجتماع را از هم پاشيده و وحدت اجتماعى و هماهنگى دسته جمعى را از ميان خواهد برد.
در صورتى كه مجتمعى كه مركب از افراد مختلف از نظر «نژاد»، «خاك» و «خون» مىباشند، اگر واجد «وحدت فكر و عقيده و هدف» باشند، خواهند توانست بر اساس آن، برنامهاى واحد بر اساس مصالح متحدى تنظيم و با هماهنگى خاص آن را اجرا و همگى در ابقاى آن تشريك مساعى كنند.
با توجه به بيانات فوق، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه: وحدت فكر و عقيده، همچنانكه ضامن وحدت اجتماعى است، ضامن و شاخص وحدت مليت نيز مىباشد و تمايز ملتها و جامعهها و حدود مليتها و اجتماعات، بايد با در نظر گرفتن «تضاد» و يا «وحدت» عقيده و فكر تشخيص و تعيين شود.
بنابراين، بايد گفت كه ملت و امت واحد عبارت از مجموعه افرادى است كه بر اساس عقيده و فكر واحد، زندگى مشترك و هماهنگى را براى خود، انتخاب مىنمايند و نيز مفهوم «مليت» عبارت از يك رابطه اعتقادى و فكرى است كه افرادى را به همديگر مرتبط، و پيوندى بين آنها و نظام خاصى كه مقتضاى آن عقيده است، ايجاد مىكند.
پيوندى فشردهتر از وحدت ملى
بر طبق نظريه اسلام، مجتمع اسلامى چون دست واحدى در برابر بيگانگان محسوب مىگردد و افراد مسلمان مانند مصالح ساختمان واحد و مستحكمى هستند كه هر كدام، به نوبه خود در ابقاء و استحكام اين بناى معظم مؤثر و دخيل مىباشد و ايمان، تنها وسيله ارتباط و بهم پيوستگى و تعاون آنهاست.
اصولا رابطه معنوى و انفكاكناپذير مليت در اسلام، به صورت انسانىتر و باشكوهترى جلوه مىكند، زيرا اين رابطه، جنبه برادرى به خود گرفته و بر طبق قانون اسلامى «مسلمان برادر مسلمان» است، وحدت خونى جاى خود را به وحدت اساسىتر ديگرى كه از آن به «ايمان» تعبير مىكنيم، مىدهد. و روى اين اساس بايد