فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٣ - فصل چهارم ضمانت اجرا در حقوق بين الملل اسلام
توسط نااهلان نيز به صورتى تحقق مىيابد، زيرا شريعت، قانون خدا و فطرت انسانى است و در هر شرايطى بايد اجرا شود، حتى با فرد و در قلمرو زندگى فردى.
مسئوليت اجراى اين نظام حقوقى تنها بر عهده نهادهاى اجرائى و دولت نيست، بلكه همه در اين ميدان وسيع عهدهدار مسئوليت هستند (كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته) [١] . در اين رابطه قواعد حقوقى به مثابه وظائف عبادى است و انسان مؤمن على رغم سختيها كه در اجرا و تحمل قواعد و مقررات حقوقى بر خود هموار مىسازد، دلى خرسند و قلبى سرشار از اميد دارد كه از اين راه به فلاح ابدى و بهشت جاويدان خواهد رسيد.
اين نوع ضمانت اجراى قوى و گسترده از ويژگيها حقوق اسلامى است و در قلمرو حقوق داخلى و حقوق بين الملل به يك ميزان صادق مىباشد.
قواعد حقوق بين الملل اسلام مانند همه قواعد حقوقى اين مجموعه و نظام كامل حقوقى، فراتر از نهادهاى اجرائى و هر نوع قوه قهريه است، زيرا پايگاه اصلى آن ايمان و اعتقاد انسانها به حقانيت مبانى اين قواعد حقوقى است و تجلى اين ايمان در صحنه جهانى به معنى آن است كه معتقدان و انسانهاى شايسته و مؤمن به اين اصول هرگز از پاى نمىنشينند و تا آنجا كه توان دارند در تحكيم پايههاى عدالت و صلح و امنيت در جهان بپا مىخيزند و با اجراى قواعد مبتنى بر اين اصول رسالت پيشگامى را بر عهده مىگيرند، و على رغم تلخيها و شدائد و سختيهائى كه تحمل مىكنند با فداكارى هر چه بيشتر پاسدارى از حقوق عادلانه را در جهان به دوش مىكشند و در امتداد همان خط مبارزه كه عليه طاغوت، يعنى عوامل استبداد در قلمرو داخلى كشورها داشتند، به مبارزه استكبار در سطح جهانى بپا مىخيزند و قدرتهاى خودكامه استكبارى را وادار به اطاعت از حقوق عادلانه ملتها و يا حذف مىنمايند.
اين نوع مبارزه اگر به جنگ هم بينجامد، آن جنگى نيست كه نقض غرض حقوق بين الملل تلقى گردد، زيرا از نظر اهداف انسانى حقوق بين الملل، آن جنگى محكوم و نقض غرض شمرده مىشود كه عليه ملتها انجام گيرد، ولى اين مبارزه كه
[١] . مجموعه ورام، ص ٦.