مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٠ - داستان پرستاری أمیرالمؤمنین علیهالسّلام از پیرمرد یهودی در خرابه
|
حقّ را چو به خلق شد جلوهگری |
پوشید على را به لباس بشرى |
|
|
از عالم لا مکان به امکان آورد |
تا بىخبران را دهد از خود خبرى |
کلمات شافعی راجع به علی بن أبیطالب:
|
لَخَرَّ النّاسُ طُرًّا سُجَّدًا له |
لو أنّ المرتضـی أبدی مَحلّه |
|
|
وقوع الشک فیه أنّه الله |
کفی فی فضلِ مولانا علیٍّ |
|
|
علیٌّ ربُّه أم ربُّه اللهُ[١] |
و مات الشافعیُّ و لیس یَدرِی |
داستان ناقه در سخاوت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام
سخاوت أمیرالمؤمنین بیداد میکند:
داستان اعرابی که سه شب در کعبه برای طواف آمد و در شب سوّم چهار هزار دینار از خدا درخواست کرد و أمیرالمؤمنین او را به مدینه راهنمایی کرد و باغ خود را فروخت به دوازده هزار دینار و بقیه را در سکوی مسجد به فقرا داد، و گفتار فاطمه که: «ای علی! میخواستی ما را هم یکی از فقرا محسوب داری» و گرفتن دامان علی را، و ورود پیغمبر صلّی الله علیه و آله و فرمودن ایشان: «ای فاطمه! دامان علی را رها کن»، و دادن هفت درهم و اعطاء أمیرالمؤمنین آنها را به مقداد و داستان خرید و فروش ناقه.[٢]
داستان پرستاری أمیرالمؤمنین علیهالسّلام از پیرمرد یهودی در خرابه
داستان حضرت که در خرابه به پیرمرد یهودی که مریض بود پرستاری مینمود.[٣]
[١]ـ امام شناسى، ج ١٦ و ١٧، ص ٤٨٨. ترجمه:
«١. اگر هرآینه مرتضى محل و جا و موقعیّت خود را ظاهر مىنمود، تحقیقاً جمیع مردم به سجده وى بر روى خاک مىافتادند.
٢. در فضیلت مولایمان على همین بس است که در مورد خدا بودن او شک وجود دارد.
٣. و شافعى مرد در حالیکه نمىدانست پروردگار او على است و یا پروردگارش الله است.» (محقّق)
[٢]ـ بحار الأنوار، ج ٤١، ص ٤٤، خبر النّاقة. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این حکایت رجوع شود به همین مجلّد ص ٣٥٨.
[٣]ـ برگرفته از متن سخنرانی معلّق محترم در مراسم احیاء شب ٢٣ ماه مبارک رمضان ١٤٢١ هجری قمری: *