مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨٩ - علل سکوت و صبر أمیرالمؤمنین در فتنههای بعد رسول خدا
یتیم یا کشتن یک مسلمان، از آن مقصود میگذشت و راضی نداشت خاری به پای یتیمی رود. برای مقصود و اعلای کلمه توحید بیتاب و توان بود. شبها خواب از چشمانش میرفت ولی تا جایی که با قانون خدا و عدالت میتوانست جلو برود جلو میرفت و همینکه میدید برای جلو بردن این امر از راه عدالت دیگر راه میسّر نیست همانجا متوقّف میشد.
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در تمام مدّت سلطنتش به احدی یک درهم رشوه نداد، و برای جلو بردن چرخ توحید از ستمکاران و خائنین کمک نطلبید. پیوسته در مجالس و محافل و روی منبر و در جنگ و کتابتی که به حکّام مینوشت، کلماتش مشحون از پرورش روح توحید و استقامت قانون عدالت و متوجّه ساختن مردم به عالم قیامت بود.
خطب نهجالبلاغه که با لسان آتشین علی از حلقوم توحید بیرون آمد، شاهد مدّعاست. در روز گذشته کتابتی که خطاب به عثمان بن حنیف نوشت را تماماً عرض کردم و دانستید علی چگونه خود را توصیف میکند و با چه لسانی مردم را به راه حقّ میخواند.
علل سکوت و صبر أمیرالمؤمنین در فتنههای بعد رسول خدا
علی به اندازه پرکاهی به دنیا علاقه نداشت و سلطنت و خلافت خود را با زور و دسیسه بهدست نیاورد. آن مردی که اگر تمام عرب همدست میشدند نمیتوانستند او را از پای درآورند، بعد از رحلت پیغمبر چون میدید که اگر بخواهد برای خلافت خود قیام کند منجر به فتنه و آشوب و خونریزی شدید خواهد شد و نام اسلام یکباره از بین میرود، در خانه نشست. حقّ او را غصب کردند، او را با ریسمان به مسجد بردند، دم نزد. با آنکه اگر میخواست میتوانست از کوچههای مدینه سیلاب خون جاری کند، با این حال برای رضای خدا سکوت اختیار فرمود.
فاطمه دید علی در خانه نشسته و زانوها را در بغل گرفته، گفت: «ای علی!