مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٠ - روضه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها (ت)
[١]
[١]* ٣. و از سیاهى آنچه که از بازوى او ظاهر شده بود، عالم تیره و تار گشت؛ خداوندا، امام مرتضى را در این مصیبت مدد کن و یارى فرما!
٤. و من آن کسى نیستم که خبر میخ را بدانم و بفهمم؛ تو از سینه زهراء که خزینه اسرار است این مطلب را بپرس!
٥. و درباره داستان سقط جنین: محسنى که صاحب هرگونه فضیلت و شرف است، مطالبى است که دل انسان را خون مىکند. و آیا براى این جنایتپیشگان ممکن است پنهان دارند خبرى را که روزگار آن را فاش ساخته و از چهره آن نقاب برداشته است؟!
٦. آرى اینک در و دیوار و خونهائى که از صدیقّه آمده است، گواهان راستینى هستند که در آن خطائى نیست.
٧. حقّاً و تحقیقاً آن شخص جنایتپیشه، بر جنین زهراء چنان جنایتى کرد که از ناله و آه زهرا کوهها پارهپاره و خرد و گسسته شد.
٨. و آن استخوانهاى سینه پاک و طاهر و مُطهر را چنان درهم کوفت که مصیبتى در جهان همانند آن مصیبت نیست.
٩. و از جوشیدن و جاری شدن خون از دو پستان زهراء، اندازه جنایاتی که بر او وارد شده است فهمیده میشود.
١٠. و با سیلىاى که بر صورت زهرا نواخت، دیگر جنایت را از حدّ به در بُرد؛ شلّ و بدون حرکت باد، دست طغیان و تعدّى.
١١. چشمان زهرا از آن سیلى قرمز شد، و چشم عرفان روزگار پیوسته براى این حالت زهرا اشکبار است.
١٢. و آن قرمزى دیدگان زهرا را چیزى نمىتواند برطرف گرداند مگر شمشیرهاى آبدار و بُرنده، در روزى که پرچمها را بر علیه دشمنان باز کنند و کتیبهها را حرکت دهند.
١٣. زیرا که شکسته شدن پهلو و ضلع سینه را چیزى منجبر نمىکند، و آن زخم را مرهم نمىنهد مگر شمشیر برّنده استوار و با قدرت.
١٤. آیا اینگونه با دختر پیغمبر رفتار مىکنند، براى حرصى که به حکومت و ولایت دارند؟! این بسیار عجیب است!“
و همچنین آیةالله اصفهانى کمپانى در مصیبت حضرت صدّیقه سلام الله علیها، مرثیهاى بسیار جالب و حاوى حقایق، در دیوان شعر پارسى خود آورده است؛ و ما در اینجا به ذکر دو بند اوّل آن اکتفا مىکنیم: *