مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩٦ - ترجمه و شرح خطبه شقشقیّه (ت)
[١]
[١]* خود تألیف و آشتى داده است. و من در بسیارى از اوقات با برادران دینى خود این قضیّه را گفتهام و آنها نیز در عجب فرو رفتهاند، و واقعاً موضع عبرت و تفکّر است.١
ابن أبىالحدید شافعى شارح معتزلى در ذیل کلام سیّد رضى گوید:
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام داراى اخلاق متضادّ بودهاند. یکى همان که سیّد رضى ذکر کرد و واقعاً جاى شگفت است. زیرا آنچه بر مردان شجاع روزگار و اهل جرأت و اقدام در معارک و مغامِر غلبه دارد همانا قلبهاى قسىّ و بىباکى و جبروتیّت و سرکشى است، و آنچه بر مردان زاهد و تارک دنیا که دست از لذّات کشیده و به موعظۀ مردم و یادآورى آنان از مرگ و ترسانیدن آنها از معاد مشغول شدهاند غلبه دارد همانا رقّت قلب و نرمى و نازکى خاطر و لطافت دل و فتور و ضعف طبع حیوانى است؛ و این دو صفت از حالات متضادّى هستند که در أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مجتمع بوده است.
دیگر آنکه: آنچه بر افراد شجاع و خونریز غلبه دارد همانا اخلاق سبعیّت و طبعهاى سرکش و غرائز و صفات وحشى است، و نیز آنچه بر اهل زُهد و صاحبان نصیحت و پند و اندرز به ترک دنیا و شهوات آن غلبه دارد همانا انقباض در اخلاق و گرفتگى چهره و رمیدن از مردم و استیحاش از آنان است؛ و أمیرالمؤمنین علیهالسّلام از همه مردم شجاعتر و در راه خدا خونریزتر و از همه زاهدتر و از لذّات دنیا کنارتر و از همه پند و موعظهاش به مرگ و فناى دنیا و عبرت از گذشتگان و احوال آنها بیشتر بود و سعى و اجتهادش در عبادت از همه فزونتر و کوشش او در ملاحظۀ آداب نفس بیشتر بود و با این حال اخلاقش از تمام اهل عالم لطیفتر و چهرهاش بشّاشتر و صورتش نورانىتر و تبسم و لبخندش بیشتر بود. ابداً در آن حضرت انقباض چهره موحش یا خلق زننده یا گرفتگى و عبوست صورت یا غلظت و تندخوئى که نفس از آن متنفر گردد و دل از آن مکدر شود دیده نشد، تا به جائى که بر آن حضرت به ”دعابة: کثرت مزاح و شوخى“ خورده گرفتند و چون دستاویزى براى آنان پیدا نشد که بدان آن حضرت را طعن کنند و به عیب نسبت دهند براى دور نمودن مردم از آن حضرت به دُعابت و مزاح آن حضرت متوسّل شدند و گفتند: ”چون على مزاح مىکند قابل خلافت نیست“ و این از عجائب و غرائب لطیف او است.
و دیگر آنکه: آنچه بر مردمان شریف و کسانى که از اهل بیت سیادت و ریاست هستند غلبه دارد آن است که داراى تکبّر و تبختر و بزرگمنشى و بلندپروازى هستند، خصوصاً اگر به شرافت نسبى آنها شرفى دیگر از جهات عدیده ضمیمه شود. و أمیرالمؤمنین علیهالسّلام منبع و سرچشمه و معدن شرف بود، و در این معنى دوست و دشمن شکّ ندارند که بعد از رسول خدا، ابنعمّش صلوات الله علیه اشرف خلق خدا بوده و براى آن حضرت غیر از شرافت نسبى شرافتهاى دیگرى از جهات عدیده حاصل بود و در عین حال از تمام مردم *