مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٢ - در هر پرده از پردههای خوشی و نعمت دنیا صدها مرارت است
که به مقصود خود کامیاب گردد. یکی در اوّل راه سرش شکسته، یکی پایش لنگ شده، یکی در این بیابان دنیا بیهوش شده، یکی در چاه افتاده، و یکی هم که به مقصود رسیده تمام بدن خود را مریض میبیند که قادر بر استفاده نیست.
از اینجا میتوان بهدست آورد که دنیا وضع برای غنودن و آسایش نیست؛ بلکه منزلی [است] که انسان باید در آن منزل، بار خود را چند صباحی فرود آورد سپس به جای دیگری کوچ کند.
عن أمیرالمؤمنین علیهالسّلام:
|
ألا إنّما الدّنیا کمنزلِ راکبٍ |
أناخ عَشیًّا و هو فِی الصّبحِ راحلٌ[١] |
عن أمیرُالمؤمنینَ [علیهالسّلام] أیضًا: «أهلُ الدُّنیا کَرَکبٍ یُسارُ بِهِم و هُم نِیامٌ.»[٢]
و لذا انسان در دنیا نباید دنبال راحت ابدی و استراحت سرمدی گردد.
عن أمیرالمؤمنین علیهالسّلام:
|
إنّما الدّنیا فناء لیس للدّنیا ثبوت |
إنّما الدّنیا کبیتٍ نَسَجَتهُ العنکبوت |
|
|
و لقد یَکفِیک منها أیّها الطالب قوت |
و لَعمری عن قلیلٍ کلُّ مَن فیها یَموتُ[٣] |
[١]ـ دیوان الإمام علی علیهالسّلام، ص ٣١٥. ترجمه:
«آگاه باشید! همانا دنیا مانند منزل و استراحتگاه سواری است که شب را در آنجا اقامت میکند، درحالیکه او صبحگاهان کوچ کننده است.» (محقّق)
[٢]ـ نهج البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٥١. ترجمه:
«اهل دنیا مانند کاروانى هستند که ایشان را مىبرند در حالیکه خوابند.» (محقّق)
[٣]ـ دیوان الإمام علی علیهالسّلام، ص ١١٦. ترجمه:
«١. این است و جز این نیست که دنیا دار فناء و نیستی است و برای دنیا ثبوت و دوامی نیست؛ همانا دنیا مانند خانهای است که عنکبوت آن را تنیده است.
٢. و ای طالب دنیا، به تحقیق که قُوتی از آن برای تو بس است؛ و سوگند به جان خودم که هر آن کس که در آن است به زودی میمیرد.» (محقّق)