مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٤ - روضه حضرت علی اکبر علیهالسّلام
[١]
[١]* ”آن حضرت علیهالسّلام محاسن خود را به سوى آسمان بلند کرد و عرضه داشت: بار خداوندا! گواه باش بر این قوم که تحقیقاً جوانى به جهت مبارزت با ایشان بیرون رفت که از جهت خلقت و از جهت اخلاق و از جهت گفتار، شبیهترین مردم به پیغمبر توست؛ به طورىکه ما هر گاه مشتاق دیدار پیغمبرت مىشدیم به صورت او نظر مىکردیم.
بار خداوندا! برکات زمین را از آنان بازدار، و آنها را به شدت پراکنده ساز، و میان ایشان شکاف و پارگى سخت را حکم فرما کن، و والیان امور را هرگز از ایشان راضى مگردان؛ زیرا ایشان جِدّاً ما را به سوى خود دعوت نمودند تا ما را یارى نمایند و اینک بر ما تاختند و به کارزار پرداختهاند!“
و پس از آن على روانه شد و حضرت به عمر بن سعد صیحه زد:
ما لَکَ؟! قَطَعَ اللهُ رَحِمَکَ، و لا بارَکَ اللهُ لَکَ فِى أمرِکَ، و سَلَّط عَلَیکَ مَن یَذبَحُکَ بَعدِى عَلَى فِراشِکَ کَما قَطَعتَ رَحِمِى و لَم تَحفَظ قَرابَتِى مِن رَسُولِ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم. ثُمَّ رَفَعَ صَوتَهُ و تَلا: (إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).٣
”چهکار مىکنى؟! خداوند رَحِم تو را قطع کند،٤ و در امورت هیچگاه امرى را بر تو مبارک نگرداند، و بر تو بگمارد پس از من کسى را که تو را در رختخوابت سر ببرد، همانطور که رحم مرا قطع کردى و پاس قرابت مرا با رسول خدا رعایت ننمودى!
پس از آن صدایش را بلند کرد، و این آیه را تلاوت نمود: حقّاً خداوند برگزیده است آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر عالمیان، آنها ذرّیّهاى هستند که بعضى از بعض دگرند (همگى از یک جنس هستند) و خداوند سمیع و علیم است.“٥
از أمالى صدوق و روضة الواعظین ابنفَتّال مستفاد مىگردد که:
علىاکبر پس از عبدالله بن مسلم بن عقیل به مبارزت بیرون رفت؛ پس حسین علیهالسّلام بگریست و گفت:
”اَللَهمّ کُن أنتَ الشَّهِیدَ عَلَیهِم، فَقَد بَرَزَ إلَیهِمُ ابنُ رَسُولِکَ و أشبَهُ النّاسِ وَجهًا و سَمتًا بِهِ. ”خداوندا! تو شهید و شاهد باش بر این قوم، که الآن به مبارزت آنان رفته است پسر پیامبرت، و شبیهترین مردم به او از جهت چهره و سیما، و از جهت روش و منهاج و خوى و اخلاق!“
و محمّد بن أبىطالب گوید: ”آن حضرت سبّابه سوى آسمان بلند کرد، و در نسخهاى: محاسن روى دست گرفت.“
چنانکه شاعر گوید: *