مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٨ - حکایت فرستادگان حاکم یمن نزد رسول الله
پیغمبر اسلام و ائمّه، سلطنت و بزرگواری ظاهری نداشته و در این مطلب هم تمام ملل عالم متّفقند؛ بلکه یک عالَم حقیقت و واقع بوده است. برای سنجش این معنی و طرز تولید کلام پیغمبر ـچون دارای واقع بوده و از روی عقیده کار میکرده استـ کافی است فقط در اطراف نامهای که به خسروپرویز نگاشته بحث کنیم تا از دعوت کردن حضرت و پاسخ خسرو، ارزش سلطنت معنوی و مادی کاملاً روشن گردد و مقصود پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز واضح شود.
پیغمبر خسروپرویز را دعوت به اسلام فرمود و نامه نوشتند و آن را به عبدالله بن حذافه سهمی داده که به او برساند؛ و مضمون نامه چنین است:
«بسم الله الرّحمن الرّحیم. من محمّدٍ رسول الله إلی کسری عظیمِ فارس. (السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى)[١] و آمَنَ بالله و رسولِهِ، و شَهِدَ أن لا اله إلّا الله وحده لا شریک له، و أنّ محمّدًا عبدُه و رسولُه. و أدعوک بداعیة الله عزّوجلّ؛ فإنّی أنا رسولُ الله إلی النّاس کافّةً لأُنذِرَ (مَنْ كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ)[٢]. أسلِم تَسلَم؛ فإن أبیتَ فَعلَیک إثمُ المجوس.»[٣]
حکایت فرستادگان حاکم یمن نزد رسول الله
[١]- سوره طه (٢٠) ذیل آیه ٤٧.
[٢]- سوره یس (٣٦) آیه ٧٠.
[٣]- بحار الأنوار، ج ٢٠، ص ٣٨٩؛ مکاتیب الرسول، ج ٢، ص ٣١٦. ترجمه:
«به نام الله که دارای صفت رحمانیّت عامّه و رحیمیّت خاصّه میباشد. از محمّد، فرستاده خدا به کسری، بزرگ فارس.
تمام مراتب سلام و سلامت پروردگار بر آن کسی که از راه هدایت پیروی کند و به الله و فرستادۀ او ایمان آورد؛ و بر هر آن که گواهی دهد که معبودی جز الله نیست، اوست یگانه که شریکی ندارد؛ و بر هر آن که گواهی دهد محمّد بندۀ او و فرستادۀ اوست. من تو را میخوانم به دعوت خداوند عزّوجلّ؛ چرا که من فرستاده خدا به سوی کافّۀ مردم هستم، تا هر کس را که زنده است بیم دهم، و گفتار و حجّت درباره کافران محقّق و ثابت گردد. اسلام آور تا در امان باشی؛ پس اگر إبا و امتناع ورزیدی هرآینه اثم و گناه مجوسیان بر تو خواهد بود.» (محقّق)