مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٧ - داستان ابرهه و بیدادگریهای سلاطین کسری
[١]
[١]* بر ما روا داشتید و اینکه به بلاد ما تجاوز نمودید. و ما امید داریم بدون اینکه برای قتال شما شمشیری را آماده کنیم و نیزهای را نشانه بگیریم، در اینجا از گرسنگى تلف شوید؛ پس اگر کسى را به ریاست بر خود گماشتهاید وى را به سوى ما بفرستید.“
یوسانوس تصمیم گرفت نزد شاپور رود، امّا هیچکس از سران لشکرش با رأى و تصمیم او موافقت نکردند؛ پس او به رأى خود عمل کرد و با هشتاد مرد از اشراف لشکر و سپاه خود درحالیکه تاجی بر سر داشت به سوى شاپور آمد. و شاپور از آمدن وى مطّلع گشت و به ملاقات او رفت و یکدیگر را احترام کردند، و شاپور به عنوان تشکّر از کارى که یوسانوس کرده بود او را در آغوش گرفت و با وى غذا خورد و از او پذیرایی نمود.
پس از آن شاپور شخصی را نزد سران سپاه روم و رؤسای آنها فرستاد و به آنها اعلام کرد که: ”اگر کسى را جز یوسانوس به پادشاهى انتخاب کنند قطعاً در بلاد فارس هلاک خواهند شد، و تنها اگر او را به پادشاهى انتخاب کنند آنها را از سطوت و قهر و غضب وى میرهاند.“ و از جهد و کوشش شاپور، امر یوسانوس قوّت گرفت.
سپس شاپور گفت: ”رومیان از هر سو به بلاد ما حمله کردهاند، و انسانهای بسیاری را به قتل رساندهاند، و هر نخل و درختی که در سرزمین سواد بود بریدهاند، و آبادانى آنجا را به ویرانى مبدّل ساختهاند؛ بنابراین یا باید بهاى این تباهی و ویرانی را بدهید و یا به عوض آن نصیبین و نواحی آن را که از بلاد فارس بوده و رومیان بر آن غلبه کردند، به ما بدهید.“
یوسانوس و اشراف لشکر او به آنچه که شاپور در عوض خواسته بود، جواب مساعد داده و نصیبین را به او دادند. پس این خبر به مردم آنجا رسید و از آنجا به جهت خوف از حکومت پادشاهى که با آیین و سنّت آنها مخالفت داشت، به سوى شهرهایى در مملکت روم کوچ نمودند. پس شاپور از این مسأله اطّلاع یافت و دوازده هزار خانوار از مردم اصطخر و اصفهان و شهرها و نواحی دیگر از آن را به نصیبین برد و در آنجا اسکان داد. یوسانوس به همراه لشکریانی که با او بودند به سوى روم رفت و مدّت کمی در آنجا پادشاهى کرد و سپس هلاک گشت.
و شاپور به قتل عرب عادت کرده و آنقدر کتفهای رؤسای عرب را درآورد تا هلاک شد، و به همین جهت او را ذوالأکتاف (اکتاف جمع کتف به معنى شانه) نام نهادند.
بعضى از اهل خبر گفتهاند که: شاپور بعد از آنکه بر عرب سخت گرفت و بسیاری از آنها را کشت و آنها را از مناطقی که در نزدیکی نواحی فارس و بحرین و یمامه قرار داشت و بدانجا آمده بودند بیرون راند، در شام فرود آمد و به حدود روم رفت و به یاران خود اعلام کرد که قصد دارد به زودی به روم بیاید تا از اسرار آنها جستجو کند و اخبار شهرها و شمار لشکریانشان را بداند.» (محقّق)