مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٧ - بیان مراتب عقل نظری
[١]
(فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى * وَأَمَّا مَنْ خَافَ
[١]* خودش را از بدیها خارج کرد، خودش را به این خوبیها متّصف کند. این درجه بالاتر [است].
درجه سوّم تجلیه است. تجلیه یعنى متجلّى شدن به صفات پروردگار. در آنجا دیگر تجلّیات شروع مىشود، خدا خودش را نشان مىدهد: یکوقت به صفت القادر، یکوقت به صفت العالم، یکوقت به صفت الرّحمان، یکوقت به صفت الرّحیم. این [اسماء و صفات] در تمام مظاهر وجود جلوه مىکند، تجلیّات شروع مىشود.
مرتبه چهارم مرتبه فناء است. این تجلیّاتِ اسمائى و صفاتى که به نهایت رسید، آخرین مرتبه ملاقات، مرتبه فناء است.
در آنجا شخصى که راه را طىّ مىکند، به یک مرتبهاى مىرسد که هر چه هست به خدا مىسپارد و اعتراف مىکند: خدایا، نه من وجود دارم، نه علم دارم، نه قدرت دارم، نه حیات دارم؛ هیچ، هیچی! همه اینها مال توست و تو به ما دادى. اعتراف مىکند و علاوه بر اعتراف با لسان دل هم تصریح مىکند و تفویض مىکند؛ اینجا به مقام فناء مىرسد.
در مقام فناء آشنائى و آشتى کاملِ با خداست؛ چون خدا غیور است و غیرت او اجازه نمىدهد که غیر، وارد حرم او بشود. بنابراین کسى که مىخواهد خدا را بشناسد تا هنگامى که کس هست و اسمى از عناوین دوئیّت بر اوست [و] حاجب بین او و بین مقام وصول است، این [شخص] نمىتواند بالا برود؛ خدا هم که از مقام عزّ خودش پایین نمىآید، خدا عزیز است: (يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ).*** از اوّلى که بوده تا هنگامى که هست، از آن زمانى که موجودات را خلق کرد، یک لحظه خدا از مقام عزّ خودش تنازل نمىکند. خداست، خدا که پایین نمىآید!
پس باید چه کار کرد؟ پس ما باید اعتراف کنیم که: خدایا در مقابل تو هیچ هستیم! نیستیم! این اعتراف اگر به مرحله تحقّق برسد، مرحله فناست؛ و در مرحله فناء، جز خدا هیچ نیست.»
* دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤٣١.
** سوره الجمعة (٦٢) آیه ٢.
*** سوره فاطر (٣٥) صدر آیه ١٥. امام شناسی، ج ١، ص ١٠٨:
«اى مردم، تمام شما به تمام شراشر وجود هستى، نیازمندانى به خدا هستید و فقط خداست که بىنیاز است.»