مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٠ - فرازهایی از سیره پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
[١]
پیغمبر اکرم سیزده سال در مکّه و ده سال در مدینه، مردم را دعوت فرمودند. و چهار سال تمام، مسلمین در شعب أبیطالب محصور بودند و با نهایت فقر زیست مینمودند.
فرازهایی از سیره پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
پیغمبر دارای خلقی عجیب بودند. پیغمبر متواصل الأحزان، دائم الفکر، طویل السکوت بودند، با مردم به مهربانی و شفقّت رفتار مینمودند، بر همه کس سلام میکردند، در وفای به عهد پابرجا بودند، نعمت خدای را اگرچه اندک بود عظیم میشمردند، در امور دنیا هیچگاه عصبانی نمیشدند، حضرت بر روی حصیر و خاک مینشستند، مانند عبد مؤدّب مینشستند، جلسه حضرت به شکل دایره بود، هروقت وارد مجلسی میشدند هرجا که خالی بود مینشستند، غلیظالقلب نبودند، دارای ابّهت و جلالی عظیم بودند، با دست خود جامه و کفش خود را پینه میزدند، و روی حمار عاری سوار میشدند، و روزی به عایشه فرمودند این پرده را از نزد من دور کن زیرا هنگام نظر کردن یاد دنیا و زخارف دنیا میکنم.
[١]* فرمود: ”این برادر من و وصّی من و جانشین من در میان شماست؛ پس کلام او را بشنوید و امر او را فرمان برید.“
علی میگوید: تمام قوم برخاستند، و میخندیدند و به ابوطالب میگفتند: این مرد تو را امر کرده است که کلام فرزندت را بشنوی و از او اطاعت کنی.٣
١) الغدیر، ج ٢، ص ٢٧٨.
٢) سیّد اسماعیل حمیری در دیوان خود ص ٧٣ گوید:
|
أبو حسن غلامٌ من قریش |
أبرُّهم و اکرمُهم نصابا |
|
|
دعاهم أحمدٌ لمّا أتته |
من الله النبوةُ فاستجابا |
|
|
فادّبه و علّمه و أملى |
علیه الوحىَ یکتُبه کتابا |
|
|
فأحـصى کُـلَّمـا أملى عـلیه |
و بیَّنه له بابًا فبابًا |