مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٢ - فرضیههای طبیعیون قابل اصلاح و دفاع نمیباشد
ظاهری آن، بیان گردید.)[١]
شما ملاحظه کنید در سازمان مختصر بدن انسان و افعالی که انجام میدهد، آیا میشود گفت که اینها عبث است؟ (مناسب است مقداری شرح تبدیل غذا در معده به خون بیان شود).[٢]
فرضیههای طبیعیون قابل اصلاح و دفاع نمیباشد
البتّه فرضیّههای طبیعیّون تمام نبوده بلکه بعضی از فرضیّههای آنان را اصلاً نمیشود اصلاح کرد؛ مثلاً کثرت اشیاء را (از معادن و جماد و نباتات و حیوان) به چه مستند میدانند؟ اگر اصل عالم، مادّه و قوّه بیشتر نبوده این اختلافات از کجا ناشی شده؟
و قضیّۀ نوامیس طبیعی نیز امر لاینحلّی است؛ ناموس طبیعی یعنی چه؟ آیا این ناموس و قانون طبیعی به مقتضای چه علّتی در طبیعت واقع شد و خلاف آن واقع نشد؟ و ذات طبیعت بیشعور، خودبهخود چگونه اقتضای این نوامیس را نمود؟
و علاوه این نوامیس نیز تمام نیست؛ زیرا مثلاً وقتی طبیعت انتخابِ الأرقیفالأرقی میکند و گاهی انتخاب الأنزل فالأنزل، و اگر ذات طبیعت اقتضای جوانی و قوّت داشته باشد، ضعف و پیری بدون مقتضی خواهد بود.
و از همه خندهدارتر قضیّه انتخاب طبیعی است؛ زیرا مثلاً آنها باید بگویند: طبیعت، میلیاردها انسان به انواع مختلفه درست کرد، پس انسان فعلی را در میان آنها انتخاب نمود، و هزاران شجر و نبات به انواع مختلفه به وجود آورد تا اینکه احسن آنها را اشجار فعلی دید.
مثلاً میگویند: اصل انسان و بوزینه واحد است، بعد به مرور دهور، دم بوزینه افتاد و پشمش ریخت و انسان شد. و مثال میزنند به آنکه: اگر سگی را
[١] و ٢ـ جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مباحث رجوع شود به: امام شناسی، ج ١٨، ص ٧٥ إلی ٨١ به بعد، ذیل بیان حدیث مفضّل از امام صادق علیهالسّلام.
[٢]