مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢١ - بوسیدن رسول خدا زیر گلوی حسین را
فاطمه علیهاالسّلام سر خود را به دیوار نهاده، گریه میکرد و این شعر را میخواند:
|
و أبیضَ یُستسقَی الغَمامُ بوَجهِه |
|
ثِمالُ الیتامَی عِصمةٌ لِلأرامِلِ[١] |
حضرت فرمودند: فاطمه جانم این شعر را مگو، بگو:
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ).[٢]
پیغمبر حسنین علیهماالسّلام را بسیار دوست میداشتند. در نماز در آغوش میگرفتند، به شانه سوار میکردند، از منبر به زیر میآمدند و آنها را بغل میکردند.
بوسیدن رسول خدا زیر گلوی حسین را
زیر گلوی حسین را میبوسیدند و اشک از چشمانشان جاری میگشت میگفتند: چرا گریه میکنی؟ میفرمود: این امّت، نور دیده مرا میکشند.[٣]
[١]ـ امام شناسی، ج ١٣، ص ٩٩:
«شیخ کبیر، مفسّر عظیم صاحب مجمع البیان: امین الاسلام أبیعلی فضل بن حسن طَبرسی ـقدّس الله نفسه ـ در کتاب نفیس و ممتّع خود إعلام الوری گوید:
علی بن أبیطالب علیهالسّلام سر رسول خدا را در دامن خود گذارد. رسول خدا بیهوش شد و فاطمه با تمام وجود خود بدو روی آورده، در سیمایش نگاه میکرد و ناله مینمود و میگریست و میگفت:
|
و أبیَضَ یُستَسقَى الغَمامُ بِوَجهِهِ |
ثِمالُ الیَتامَى عِصمَةٌ لِلأرامِلِ |
[٢]ـ سوره آل عمران (٣) آیه ١٤٤. امام شناسی، ج ١٣، ص ١٩:
«و نیست محمّد مگر رسولی که پیش از او رسولانی آمدهاند و درگذشتهاند؛ پس اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا شما بر روی پاشنههای پای خود به عقب واژگون میشوید؟! و هر کس بر روی دو پاشنه پای خودش به عقب واژگون شود، ابداً به هیچوجه به خداوند ضرری نمیرساند، و خداوند به زودی پاداش سپاسگزاران را میدهد.»
[٣]ـ إعلام الوری، ص ٢٢١؛ کامل الزیارات، ص ٧٠:
«حَدَّثَنِی الحَسَنُ بنُ عَبدِاللهِ بنِ مُحمّدِ بنِ عِیسَى، عَن أبیهِ، عَنِ الحَسَنِ بنِ مَحبُوبٍ، عَن عَلِیِّ بنِ شَجَرَةَ، *